خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ خرداد ۱۳۷۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 09:47کد خبر31349

در خانه بودم. محسن آمد. راجع به شرارت هاى باند دلال در ارتباط با طرح هاى نفت وگاز گزارشى داد و مزاحمت هاى آنها براى شرکت سازه هاى دریایى را گفت. عصر براى شرکت در مراسم ورزشکاران باستانى به زورخانه بانک ملى رفتم؛ مراسم باحالى داشتند و هر یک به نحوى

در خانه بودم. محسن آمد. راجع به شرارت هاى باند دلال در ارتباط با طرح هاى نفت وگاز گزارشى داد و مزاحمت هاى آنها براى شرکت سازه هاى دریایى را گفت. عصر براى شرکت در مراسم ورزشکاران باستانى به زورخانه بانک ملى رفتم؛ مراسم باحالى داشتند و هر یک به نحوى هنرنمایى کردند. بازوبند پهلوان [ایوب] بنی نصرت از تبریز را دادم. آنها هم بازوبند پهلوانى به عنوان قدردانى به من دادند. درخواست یک ساختمان براى ورزش باستانى کردند؛ پذیرفتم. صحبت کوتاه تشویق آمیز نمودم. نزدیک غروب برگشتم.

در خیابان ها، جامعه روحانیت مبارز و خانه کارگر، عکس ها و پوسترهاى تبلیغاتى زیادی از من گذاشته اند؛ پیغام دادم که اسراف نکنند. تا آخر شب کارها را انجام دادم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا