خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ تیر ۱۳۶۱

پس از نماز مشغول مطالعه شدم. ساعت هفت و نيم به تالار مجلس رفتم. آقاى [محمد] موسوى خوئينى‏ها جلسه را افتتاح كرده بود. به دفترم برگشتم و به مطالعه پرداختم. بعد از تنفس به جلسه رفتم كه بحث اساسنامه سپاه ادامه داشت.
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 07:16کد خبر26161

آقاى [محمدحسن] زورق معاون سياسى صداوسيما آمد و راجع به كتابش كه بايد تجديد چاپ شود، مشورت كرد. اصلاحاتى را پيشنهاد كردم. انتظار دارد كه مقدمه‌اى بنويسم و من از مقدمه‏ نويسى خوشم نمى‌آيد.

ساعت هشت و نيم دكتر ولايتى به خانه آمد و راجع به فشار دانشجويان مسلمان انقلابى در خارج بر بعضى از سفرا - از جمله آقاى نواب سفير ايران در آلمان - صحبت داشت و چاره‏جويى كرد. به او گفتم كه حتى‏الامكان بايد دانشجويان را حفظ كرد، ولى بايد تعديل شوند. معتقد بود كه لازم است من به هندوستان بروم.

سپس آقاى [محمدحسن] زورق معاون سياسى صداوسيما آمد و راجع به كتابش كه بايد تجديد چاپ شود، مشورت كرد. اصلاحاتى را پيشنهاد كردم. انتظار دارد كه مقدمه‌اى بنويسم و من از مقدمه‏نويسى خوشم نمى‌آيد.

آقاى [مرتضى] الويرى آمد و براى حل مشكل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى در رابطه با جناح حزب‏ اللهى‌هاى درون سازمان و آقاى [حسين] راستى[كاشانى] مشورت كرد. نظراتى در اين زمينه دادم. كمى در حياط با سبزى‌ها ور رفتم و مقدارى هم مطالعه كردم و خاطرات عقب‏مانده را نوشتم.

عصر احمدآقا آمد و راجع به نوشتن تاريخ نهضت امام از روى پرونده‏اى كه ساواك براى امام درست كرده، مشورت كرد. پرونده امام، شصت جلد است كه تقريباً بهترين مدارك و اسناد تاريخ نهضت اسلامى را دارد؛ چون ساواك همه حركت‌ها را به نحوى به امام مربوط كرده و در پرونده ايشان قرار داده است. در اين پرونده افشاگرى‌ها و كشف حقايقى خواهد بود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا