آقاى [محمدحسن] زورق معاون سياسى صداوسيما آمد و راجع به كتابش كه بايد تجديد چاپ شود، مشورت كرد. اصلاحاتى را پيشنهاد كردم. انتظار دارد كه مقدمهاى بنويسم و من از مقدمه نويسى خوشم نمىآيد.
ساعت هشت و نيم دكتر ولايتى به خانه آمد و راجع به فشار دانشجويان مسلمان انقلابى در خارج بر بعضى از سفرا - از جمله آقاى نواب سفير ايران در آلمان - صحبت داشت و چارهجويى كرد. به او گفتم كه حتىالامكان بايد دانشجويان را حفظ كرد، ولى بايد تعديل شوند. معتقد بود كه لازم است من به هندوستان بروم.
سپس آقاى [محمدحسن] زورق معاون سياسى صداوسيما آمد و راجع به كتابش كه بايد تجديد چاپ شود، مشورت كرد. اصلاحاتى را پيشنهاد كردم. انتظار دارد كه مقدمهاى بنويسم و من از مقدمهنويسى خوشم نمىآيد.
آقاى [مرتضى] الويرى آمد و براى حل مشكل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى در رابطه با جناح حزب اللهىهاى درون سازمان و آقاى [حسين] راستى[كاشانى] مشورت كرد. نظراتى در اين زمينه دادم. كمى در حياط با سبزىها ور رفتم و مقدارى هم مطالعه كردم و خاطرات عقبمانده را نوشتم.
عصر احمدآقا آمد و راجع به نوشتن تاريخ نهضت امام از روى پروندهاى كه ساواك براى امام درست كرده، مشورت كرد. پرونده امام، شصت جلد است كه تقريباً بهترين مدارك و اسناد تاريخ نهضت اسلامى را دارد؛ چون ساواك همه حركتها را به نحوى به امام مربوط كرده و در پرونده ايشان قرار داده است. در اين پرونده افشاگرىها و كشف حقايقى خواهد بود.
![پس از نماز مشغول مطالعه شدم. ساعت هفت و نيم به تالار مجلس رفتم. آقاى [محمد] موسوى خوئينىها جلسه را افتتاح كرده بود. به دفترم برگشتم و به مطالعه پرداختم. بعد از تنفس به جلسه رفتم كه بحث اساسنامه سپاه ادامه داشت.](/sites/default/files/styles/max_1300x1300/public/1405-06/rafsanjani_0.jpg.webp?itok=9HlWSf0K)





کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام