خاطرات اکبر هاشمی - ۷ مرداد ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 16:25کد خبر26554

براى رفع خستگى و کم خوابى بعد از نماز صبح خوابیدم؛ مقدارى براى خطبه هاى نمازجمعه، مطالعه کردم. احمدآقا آمد؛ حالش خوب نیست، مبتلا به دل درد است. مى گفت از بس، شدید و طولانى است، محتمل است که سرطان باشد؛ البته به شوخى گفت. تذکر داد که در مورد اختلافات

براى رفع خستگى و کم خوابى بعد از نماز صبح خوابیدم؛ مقدارى براى خطبه هاى نمازجمعه، مطالعه کردم. احمدآقا آمد؛ حالش خوب نیست، مبتلا به دل درد است. مى گفت از بس، شدید و طولانى است، محتمل است که سرطان باشد؛ البته به شوخى گفت. تذکر داد که در مورد اختلافات واحدهاى حزب [جمهورى اسلامى] در شهرستان ها، با بعضى از ائمه  جمعه، لازم است خدمت امام توضیحاتى داده شود؛ چون آنها، دایماً به امام شکایت مى برند. گفت امروز صبح، سرهنگ صیاد [شیرازى] و [محسن] رضایى از جبهه اطلاع داده اند که دیروز قسمتى از ارتفاعات دربند را، عراقی ها پس گرفته اند. تماس گرفتم؛ صیاد گفت چیز مهمى نبوده و اطلاع داد که به زودى، در ادامه عملیات، حرکت مؤثرى خواهیم داشت.

براى اقامه نمازجمعه، به دانشگاه تهران رفتم. کمى دیر رسیدم. خطبه اول را در فضیلت عالم و دوم را در مورد جنگ، ایراد کردم.  تا عصر استراحت نمودم. لیستى از مهمات و اسلحه هاى کره اى که مى توانند به ما بدهند، رسید؛ ساخت خودشان است. گفتم، فردا به وزارت دفاع ارسال شود. عصر، آقاى نخست وزیر، تلفنى درباره ترمیم کابینه -که بنا است به زودى انجام شود - مشورت کرد. دکتر ولایتى [وزیر امور خارجه] آمد و برنامه سفرش به چند کشور آسیایى و آفریقایى را گفت. راجع به نامه هفت نفر از وزرا (آقایان [على اکبر] پرورش [وزیر آموزش و پرورش] – [حبیب الله] عسکراولادى [وزیر بازرگانى]- ولایتى [وزیر امورخارجه]- [احمد] توکلى [وزیر کار و امور اجتماعى]- [محسن] رفیق دوست [وزیر سپاه پاسداران]- [على اکبر] ناطق [نورى وزیر کشور]) به امام بحث کردیم؛ اشتباه بوده است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا