خاطرات اکبر هاشمی - ۶ مرداد ۱۳۷۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 05:48کد خبر32161

در منزل بودیم. یاسر صبحانه میهمان داشت؛ جمع زیادی از دوستان و همدوره ای هایش در مدرسه و دانشگاه و جبهه بودند. آقاجلال هم کمکش می کرد. عفت از مشهد تلفن کرد. از عدم برخورد مناسب استانداری[خراسان] و آستانقدس [رضوی] گله دارد. در گزارش ها هنوز مسأله بوسنی داغ

در منزل بودیم. یاسر صبحانه میهمان داشت؛ جمع زیادی از دوستان و همدوره ای هایش در مدرسه و دانشگاه و جبهه بودند. آقاجلال هم کمکش می کرد. عفت از مشهد تلفن کرد. از عدم برخورد مناسب استانداری[خراسان] و آستانقدس [رضوی] گله دارد.

در گزارش ها هنوز مسأله بوسنی داغ است. وارد شدن کروات ها در نبرد علیه صرب ها مثبت است. چند روز قبل، وزیرامورخارجه کرواسی، در این باره از روی نقشه به من توضیح داده بود؛ گرچه او هم ژپا و سربرنیتسا را - برای همواری راه تقسیم بوسنی- از دسترفته تلقی می کرد.

عصر آقای [محمدرضا] نوری [شاهرودی]، سفیرمان در لیبی آمد. از پیشرفت همکاری های فراوان تجاری و فنی گزارش داد و تعمیق روابط را بیشتر معلول برقراری ارتباطات خانوادگی می داند. از اظهارات آیتالله خامنه ای در جمع سفیران در خصوص هماهنگی من و خودشان، خیلی خوشحال بود و گفت تأثیر زیادی بر روحیه سفرا گذاشت که خیال می کردند اختلاف نظر وجود دارد. حسین[مرعشی] از دفتر، برای برنامه های کاری آمد و محسن که برای آبیاری تحت فشار البرز رفته بود، برگشت و گزارش داد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا