خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ تیر ۱۳۶۱

تیر ۱۳۶۱
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 07:44کد خبر26178

عيد فطر و تعطيل است. آقاى [احمد] جنتى را براى اقامه نماز عيد در دانشگاه تهران معين كرده بودم. آقاى خامنه‌اى بدون اطلاع از كار من، خودشان براى اقامه نماز به دانشگاه رفته بودند. آقاى جنتى هم رفته بودند و هر يك از تصميم ديگرى بى‏خبر. بالاخره آقاى خامنه‌اى نماز را اقامه كردند و آقاى جنتى اظهارى نكردند. آقاى خامنه‌اى براى زيارت امام بالا آمدند. وقتى به ايشان [موضوع را] گفتم، متأسف شدند؛ چون من فعلاً مسئول نماز هستم، گرچه امام جمعه اصلى آقاى خامنه‌اى هستند.

عيد فطر و تعطيل است. آقاى [احمد] جنتى را براى اقامه نماز عيد در دانشگاه تهران معين كرده بودم. آقاى خامنه‌اى بدون اطلاع از كار من، خودشان براى اقامه نماز به دانشگاه رفته بودند. آقاى جنتى هم رفته بودند و هر يك از تصميم ديگرى بى‏خبر. بالاخره آقاى خامنه‌اى نماز را اقامه كردند و آقاى جنتى اظهارى نكردند. آقاى خامنه‌اى براى زيارت امام بالا آمدند. وقتى به ايشان [موضوع را] گفتم، متأسف شدند؛ چون من فعلاً مسئول نماز هستم، گرچه امام جمعه اصلى آقاى خامنه‌اى هستند.

امام امروز اعلام كردند كه ملاقات نخواهند داشت. بنده هم به خاطر تب و درد دندان نرفتم. ديشب در جبهه جنوب، نيروهاى ما به دشمن حمله كردند و امروز صبح اعلام شد كه نزديك سيصد تانك و نفربر زرهى دشمن را منهدم كرده‏اند و دوهزارو صد نفر را كشته يا مجروح و دويست و پنجاه نفر را اسير كرده‌اند. ولى منطقه عملياتى را رها كرده‌اند، چون بولدوزر و لودرها نتوانسته ‏اند سنگر و خاكريز براى ماندن در صحرا ايجاد كنند و خطر هجوم مجدد دشمن مثل چند روز پيش در ميان بوده است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا