خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ تیر ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ خرداد ۱۳۶۰
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 07:11کد خبر26158

در خانه ماندم. نماز جمعه را آقاى [عبدالكريم] موسوى اردبيلى اقامه كردند. تعدادى قرآن را جهت اهدای جايزه به افراد سپاه براى قرائت قرآن امضا كردم. امضاى قرآن و عكس و كتاب هم جزو كارهاى مسئولان نظام شده است. خاطرات عقب‏ مانده را نوشتم.

 

در خانه ماندم. نماز جمعه را آقاى [عبدالكريم] موسوى اردبيلى اقامه كردند. تعدادى قرآن را جهت اهدای جايزه به افراد سپاه براى قرائت قرآن امضا كردم. امضاى قرآن و عكس و كتاب هم جزو كارهاى مسئولان نظام شده است. خاطرات عقب‏ مانده را نوشتم.

ساعت سه بعدازظهر از نخست ‏وزيرى اطلاع دادند كه آيت‌الله [محمد] صدوقى [امام جمعه يزد] بعد از نماز جمعه شهيد شده ‏اند. يك تروريست با چسبيدن به ايشان نارنجكى منفجر كرده كه خودش هم مرده است و جمعى زخمى شده ‏اند. عجيب است كه محافظان ايشان با اطلاع از شهادت آقايان [سيدعبدالكريم] هاشمى نژاد و [اسدالله] مدنى و [عبدالحسين] دستغيب و ترور [صادق] احسانبخش با همين شيوه، جلوی ترور را نگرفته‌اند. از آقاى [محمد] موسوى خوئينى‏ها خواستم كه همراه نمايندگان دولت براى تشييع جنازه فردا به يزد برود.

احمدآقا عصر آمد و راجع به مسايل جارى و بيانيه امام [در خصوص شهادت آيت‌الله صدوقى] مشورت شد. خودم بيانيه‌اى نوشتم كه به رسانه‌ها بدهم  و مصاحبه‌اى تلفنى با روزنامه جمهورى اسلامى انجام دادم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا