خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ تیر ۱۳۷۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 18:38کد خبر32514

ساعت نُه و ربع به سعدآباد رفتیم. دکتر ولایتى، [وزیر امورخارجه] براى استقبال آقاى [صفرمراد] نیازاُف، به فرودگاه [مهرآباد] رفت. با رییس جمهور ترکمنستان به سعدآباد آمدند. مراسم استقبال رسمى و سان نظامى را در سعدآباد انجام دادیم. در همان ساختمان

ساعت نُه و ربع به سعدآباد رفتیم. دکتر ولایتى، [وزیر امورخارجه] براى استقبال آقاى [صفرمراد] نیازاُف، به فرودگاه [مهرآباد] رفت. با رییس جمهور ترکمنستان به سعدآباد آمدند. مراسم استقبال رسمى و سان نظامى را در سعدآباد انجام دادیم. در همان ساختمان تشریفات، مصاحبه اى داشتیم. ایشان برای استراحت رفت. ما رفتیم، ساختمان بزرگ دردست احداث میهمانخانه دولت را دیدیم که براى اجلاس سران کشورهاى اسلامى مى سازیم. عظیم است، ولى سالن اجتماعات و مراسم مناسبى ندارد. فرض براین است که از سالن کنفرانس هاى بین المللى صداوسیما استفاده شود.

مذاکرات رسمى علنى با هیأت ترکمنى را با حرف هاى معمولى و مسایل مورد علاقه سیاسى و اقتصادی برگزار کردیم. سپس در کمیسیون سیاسى و اقتصادی، به مسایل مربوطه پرداختند. من و آقاى نیازاُف، مذاکرات خصوصى داشتیم. محسن هم بود. گفت آقاى [بوریس] یلتسین، رییس جمهور روسیه مریض است، ولى با کم کردن کار، مى تواند [کشور را] اداره کند. خبر داد که آقاى [اسلام] کریم اُف، رییس جمهور اُزبکستان، در سفر به آمریکا از روسیه و ایران بدگویى کرده و آمریکایى ها به آقاى یلتسین اطلاع داده اند که او را عصبانى کرده است.

گفت، روسیه بر دولت تاجیکستان فشار مى آورد که مشکلش را با مخالفان اسلامى حل کند و تهدید به قطع کمک کرده اند. از طرحى که اُزبکستان براى احیای تُرکستان بزرگ تهیه کرده که شامل همه کشورهاى آسیاى میانه است، اظهار ناراحتى کرد؛ اصولاً با آقای کریم اُف خیلى بد است. از نصب چند نفر از اتباع ترکیه، به مسئولیت هاى رسمى در سطح معاونت وزیر پرسیدم؛ جواب روشنى نداشت.

مذاکرات را بر سر میز ناهار هم ادامه دادیم. مقدارى از زیبایى هاى طبیعت گیلان و مازندران را برایش گفتم. اصولاً این سفر را براى استراحت و تماشاى ساحل دریاى خزر به ایران آمده است. نیز اطلاع داد که آمریکایى ها به یلتسین خبر داده اند، آقاى چرنومردین، نخست وزیر روسیه، در معاملات گاز سوءاستفاده هاى عمده اى کرده و اکنون خیلى ثروتمند است. در ضمن چرنومردین در مورد فروش گاز ترکمنستان، پیشنهاد مشکوکى داده است. گفت که دختر و پسرش، همسر روس گرفته اند؛ به همین جهت در روسیه زندگى مى کنند و مادرشان معمولاً با آنها است. ساعت سه بعد از ظهر، آنها براى سفر به شمال، به فرودگاه رفتند و من به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا