خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ تیر ۱۳۷۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 18:38کد خبر32512

پیش از ظهر، براى آزمایش هاى معمولى سالیانه، از خانه به بیمارستان قلب رفتم. تعدادی از اطبا حاضر بودند. دکتر فرزاد، معاینات فیزیوتراپی کرد و دستورات قبلى را که براى جلوگیرى از درد کمر و مفاصل ثمربخش بوده، تجدید کرد. دکتر بُرقعى، لوزه ها را معاینه کرد؛ با

پیش از ظهر، براى آزمایش هاى معمولى سالیانه، از خانه به بیمارستان قلب رفتم. تعدادی از اطبا حاضر بودند. دکتر فرزاد، معاینات فیزیوتراپی کرد و دستورات قبلى را که براى جلوگیرى از درد کمر و مفاصل ثمربخش بوده، تجدید کرد. دکتر بُرقعى، لوزه ها را معاینه کرد؛ با اینکه معمولاً متورم است، عمل لوزه را تجویز نمى نماید. دکتر سهراب پور، معاینه کلیه ها را نمود و اظهار رضایت کرد. دکتر عزیز، معاینه قلب را نمود و اظهار رضایت کرد. دکتر رادمهر، سونوگرافى نمود و از کلیه و روده ها و کبد و طحال تا مثانه و پروستات و بیضه، همه را متعادل و سالم تشخیص داد؛ فقط پروستات کمى بزرگ شده که در این سن من خوب است. دکتر ملک زاده، بى هوشم کرد و معده و روده ها را معاینه نمود. حالات پس از بى هوشى، پوشیدن لباس، مذاکره و رفتن به دستشویى را که پاسداران تعریف مى کنند، مطلقاً فراموش کرده ام.

ساعت دوازده به دفترم رفتم. محسن آمد. خواب آلود بودم؛ صحبتى نشد و رفت. عصر مسئولان تنظیم شناسنامه مساجد و مراکز دینی آمدند. آقاى میرسلیم، [وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی] گزارش داد و من دربارة اهمیت سامان دادن به امور مساجد صحبت کردم. [آقای عثمان جده، مشاور رییس جمهور و ] مدیر پُست کشور چاد آمد. نامه اى از [آقای ادریس دبی]، رییس جمهور مسلمان جدیدالانتخاب داشت. مذاکرات معمولى و دوستانه بود. توقع دارند، براى تقویت مسلمین در چاد که اخیراً از سلطه حاکمیت مسیحی ها آزاد شده اند، کمک کنیم.

آقاى محسن رضایى، [فرمانده کل سپاه پاسداران] آمد. از رسیدگى به اتهاماتى که علیه چند نفر از فرماندهان سپاه، با گزارش وزارت اطلاعات مطرح است، گزارشى داد. گفت تمام گزارش ها دروغ است و تقاضاى تعقیب گزارشگران را داشت و اظهار وفادارى سپاه و خود را نمود. شوراى عالى امنیت ملی جلسه داشت. دربارة نحوه تبلیغات نسبت به بحرین و مسایل مرزى پیش آمده با ترکیه، با تجاوز هلى کوپترهاى ترکیه و گلوله پرانى پاسگاه ما در جواب و نیز مسایل افغانستان، مذاکره و تصمیم گیرى شد. شب در دفترم ماندم. کارها را انجام دادم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا