جلسه علنى داشتیم. لایحه دانشگاه بین الملل [اسلامى] مطرح بود. ظهر امام جمعه بروجن آمد و پول براى مخارج جبهه ها آورد. از کمبود روحانى در منطقه گلایه داشت. براى وکیل آینده مجلس - به جاى نماینده فعلى آقاى شهاب محمودى - مشورت کرد. آقاى [محمد] عبایى [خراسانى]
جلسه علنى داشتیم. لایحه دانشگاه بین الملل [اسلامى] مطرح بود. ظهر امام جمعه بروجن آمد و پول براى مخارج جبهه ها آورد. از کمبود روحانى در منطقه گلایه داشت. براى وکیل آینده مجلس - به جاى نماینده فعلى آقاى شهاب محمودى - مشورت کرد. آقاى [محمد] عبایى [خراسانى] مسئول دفتر تبلیغات [اسلامى] از قم آمد و ناهار را با من بود. درباره کیفیت دخالت دفتر در انتخابات آینده، مشورت داشت. با توجه به اینکه از دولت کمک مى گیرد، به همین جهت نباید در انتخابات شرکت کند. از من مى خواست که ارتباط بیشترى با طلاب حوزه علمیه قم داشته باشم.
عصر براى امضاى احکام جدید کارکنان مجلس، تا ساعت شش بعد از ظهر در دفترم ماندم و با تأخیر در جلسه شوراى مرکزى حزب [جمهورى اسلامى] شرکت کردم. بحث درباره کاندیداهاى انتخابات [مجلس شوراى اسلامى] بود. بودجه تبلیغات انتخابات هم مطرح شد. قرار شد، خرج زیادى نکنیم. شب براى شام و خواب و انجام کارهاى عقب مانده به مجلس آمدم و دیروقت خوابیدم. امروز در مجلس سرى به گروه خون گیرى [سازمان انتقال خون] زدم که از نمایندگان براى جبهه، خون مى گرفتند.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام