خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ دی ۱۳۷۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 12:07کد خبر31575

دیشب هم باران مى بارید. امروز صبح هوا تاریک شد و باران شدیدی آمد. میهمانان ترکمنستان به شیراز و کیش رفتند. آقاى [ابوالقاسم] وافى [یزدی] آمد. نظراتى دربارة وضع ادارات و ائمه جمعه داشت و براى نیازمندان کمک گرفت. آقاى میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور] آمد

دیشب هم باران مى بارید. امروز صبح هوا تاریک شد و باران شدیدی آمد. میهمانان ترکمنستان به شیراز و کیش رفتند. آقاى [ابوالقاسم] وافى [یزدی] آمد. نظراتى دربارة وضع ادارات و ائمه جمعه داشت و براى نیازمندان کمک گرفت. آقاى میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور] آمد و گزارش کار بازسازى را داد.

آقاى مسیح مهاجرى آمد. براى روزنامه جمهورى اسلامى کمک خواست و از سیاست ها انتقاد کرد. آقایان [سید محمدحسین] عادلى، [رییس کل بانک مرکزی] و مزیّنی آمدند. جدول تنظیمى براى تعهدات ارزى تا پنج سال آینده را آوردند و در مورد سیاست برخورد با تعهدات معوقه براى قسط بندی پرسیدند. آقاى [قربانعلی] دُرى [نجف آبادی، رییس کمیسیون برنامه و بودجه و رییس هیأت مرکزی گزینش کل کشور] آمد. راجع به نظرات مجلسیان دربارة بودجه سال 1373 توضیح داد. مدیران گزینش آمدند. آقاى دُرى گزارش داد و من صحبت دلگرم کننده اى داشتم.

عصر در جلسه هیأت دولت، سیاست واردات کالا توسط مرزنشینان و پیله وران و بازارچه هاى مرزى و کارگران ایرانى در جنوب خلیج فارس را در جهت کمک کردن به واردات اصلاح کردیم.

شب در اقامتگاه آقاى نیازُف مذاکره داشتیم و با هم شام خوردیم. از سفر کیش و شیراز و از بازدید کارخانه سایپای شیراز راضى بود. تصمیم به خرید اتومبیل از ما و استفاده از کاشى کاران و هنرمندان ایرانى دارد. گزارشى از مذاکرات رؤساى جمهورى آذربایجان و ارمنستان در شب اجلاس عشق آباد داد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا