خاطرات اکبر هاشمی - ۸ بهمن ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 12:41کد خبر28748

دیشب برف سنگینی باریده بود. امروز هم تا شب می بارید. از خانه بیرون نرفتم. کارها را از مجلس آوردند، انجام دادم. عفت و فاطی به کنگره زنان رفتند. ناهار از آشپزخانه دفتر امام آوردند. عصر آقایان [محمد] باقریان و [طهماسب] مظاهری، برای مشورت در خصوص بنیاد جنگ

دیشب برف سنگینی باریده بود. امروز هم تا شب می بارید. از خانه بیرون نرفتم. کارها را از مجلس آوردند، انجام دادم. عفت و فاطی به کنگره زنان رفتند. ناهار از آشپزخانه دفتر امام آوردند.

عصر آقایان [محمد] باقریان و [طهماسب] مظاهری، برای مشورت در خصوص بنیاد جنگ زدگان و بنیاد مستضعفان آمدند. با اشاره امام نظر دادند که کل بنیاد مستضعفان در خدمت جانبازان جنگ قرار گیرد، البته باز هم کفاف نمی دهد و باید دولت کمک کند؛ موافقت کردم.

آقای محتشمی [وزیر کشور] آمد. عازم سفر به ترکیه است. در خصوص برنامه ها و پیشنهاد تشکیل کمیسیون سه جانبه ایران، پاکستان و ترکیه برای امور امنیت و اطلاعات مشورت کرد. نظر موافق دادم و درباره توجه به نظرات نمایندگان در مورد مأموران وزارت کشور تذکر دادم .

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا