خاطرات اکبر هاشمی - ۵ بهمن ۱۳۷۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 22:48کد خبر32708

در منزل بودم. بیشتر وقت به اصلاح پیش نویس شرح حالم [= کتاب دوران مبارزه] گذشت. آقاى [مهدی] کروبى، [دبیر مجمع روحانیون مبارز]، تلفنی گفت، تصمیم گرفته اند که آقاى [سیدمحمد] خاتمى، خود را نامزد انتخابات ریاست جمهورى کند و از من خواست که کمک کنم تا

در منزل بودم. بیشتر وقت به اصلاح پیش نویس شرح حالم [= کتاب دوران مبارزه] گذشت. آقاى [مهدی] کروبى، [دبیر مجمع روحانیون مبارز]، تلفنی گفت، تصمیم گرفته اند که آقاى [سیدمحمد] خاتمى، خود را نامزد انتخابات ریاست جمهورى کند و از من خواست که کمک کنم تا آن شیوه هاى فشار و بُهتان و استفاده از سپاه و صداوسیما که در انتخابات مجلس [پنجم] پیش آمد، تکرار نشود و در مورد [حزب] کارگزاران هم، در صورت مشورت کردن آنها کمک کنم.

آقاى حسین مرعشى، [نماینده کرمان] آمد. گفت تبلیغات انتخابات در رفسنجان، خیلى تُند است و بهرامى به کمک حسینى برخاسته و مى خواهد، برای کمک به آشیخ حسین [هاشمیان] به رفسنجان برود. آقاى [علی محمد] بشارتى، [وزیر کشور]، تلفنى گفت، در جلسه بزرگداشت سالگرد [مهندس مهدی] بازرگان، دکتر [ابراهیم] یزدی، [دبیرکل نهضت آزادی]، برضد ولایت فقیه حرف زده و جمعى از حزب اللهى ها که حضور داشتند، جلسه را به هم زده اند و بازداشت شده و تحویل دژبان شده اند. عصر فرزند آشیخ محمد [هاشمیان] از رفسنجان آمد.گفت، [در تبلیغات انتخابات میان دوره ای مجلس در رفسنجان]، مخالفان آشیخ حسین، به کمک آشیخ عباس [پورمحمدی]، در تبلیغات، حالت تهاجمی و اهانت به خود گرفته اند و براى دفع فتنه کمک خواست.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا