خاطرات اکبر هاشمی - ۵ بهمن ۱۳۷۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 08:40کد خبر31222

ساعت نُه صبح براى شرکت در مراسم روز پاسدار به قصر فیروزه رفتم. بعد از تشریفات نظامى، آقاى [محسن] رضایى، [فرمانده کل سپاه پاسداران] خیرمقدم گفت و آقای [صادق] آهنگران، مولودی خوانى نمود و سپس من سخنرانى کردم و به دفتر برگشتم. ظهر همشیره ها، فاطمه و طیبه

ساعت نُه صبح براى شرکت در مراسم روز پاسدار به قصر فیروزه رفتم. بعد از تشریفات نظامى، آقاى [محسن] رضایى، [فرمانده کل سپاه پاسداران] خیرمقدم گفت و آقای [صادق] آهنگران، مولودی خوانى نمود و سپس من سخنرانى کردم و به دفتر برگشتم.

ظهر همشیره ها، فاطمه و طیبه و بستگان آمدند. چشم طیبه، آب مروارید آورده، اما گفته اند هنوز براى جراحى نرسیده است. پیغام والده را براى ترتیب سفرشان به عمره آوردند؛گفتم ترتیب داده شود. والده هم اکنون در مشهد هستند.

عصر مهدی آمد. گزارش سفر به جزیره خارک و نکا و نتیجه مطالعات براى ایجاد صنعت ساخت سکوى نفتى در دریا را داد. از پیشرفت کار در ساخت سکو در دریاى خزر راضى است. از عدم پیشرفت مطلوب بازسازى [سکوی صادرات نفت در جزیره] خارک گفت.

دکتر [محمدحسین] عادلى، [رییس کل بانک مرکزی] آمد. راجع به پیشرفت مذاکرات با ژاپن و آلمان براى گرفتن اعتبارات گفت. شوراى اقتصاد جلسه داشت. دربارة قیمت شکر و شیرآلات گاز تصمیم گرفتیم. شب در دفترم ماندم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا