خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ دی ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 01:10کد خبر26359

تمام وقت در خانه بودم. برف سنگينى باريده و هنوز هم به طور متناوب مى‌بارد. كمى مطالعه كردم و كمى استراحت. هنوز تب دارم، ولى تخفيف يافته؛ كسالتى شيوع پيدا كرده. دكتر سعيد لاهوتى كه به عنوان سرباز در پادگان است، اطلاع داد كه او هم آنفولانزا گرفته. پيش از

تمام وقت در خانه بودم. برف سنگينى باريده و هنوز هم به طور متناوب مى بارد. كمى مطالعه كردم و كمى استراحت. هنوز تب دارم، ولى تخفيف يافته؛ كسالتى شيوع پيدا كرده. دكتر سعيد لاهوتى كه به عنوان سرباز در پادگان است، اطلاع داد كه او هم آنفولانزا گرفته. پيش از ظهر بچه ها از مدرسه برگشتند، به خاطر برف كلاس تشكيل نشده.

آقاى صياد شيرازى آمد و گزارشى از وضع جبهه داد. به زودى حمله وسيعى خواهيم داشت. به ظن قوى سرنوشت ساز است. عصر احمدآقا آمد و گفت فردا مى خواهد به ملاقات آقاى [محمد مهدى] ربانى[املشى] برود، براى مذاكره در خصوص سمت جديدى كه ممكن است عضويت شوراى نگهبان باشد. همچنين گفت انتساب آقاى صادق طباطبایى به حكومت باعث شده است كه آلمان ها براى گرفتن امتياز قضيه را بزرگ كنند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا