خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ دی ۱۳۷۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 22:43کد خبر32695

[امروز اول ماه رمضان است.] ساعت چهار بامداد، با زنگ ساعت، براى سحرى بیدار شدم. غذا از منزل یاسر آورده بودند؛ آقاجلال آماده کرد. بعد از نماز صبح تا ساعت هفت و نیم خوابیدم. به دفترم رفتم. [آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت آمد. گزارش طرح هاى پتروشیمى تبریز و

[امروز اول ماه رمضان است.] ساعت چهار بامداد، با زنگ ساعت، براى سحرى بیدار شدم. غذا از منزل یاسر آورده بودند؛ آقاجلال آماده کرد. بعد از نماز صبح تا ساعت هفت و نیم خوابیدم. به دفترم رفتم. [آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت آمد. گزارش طرح هاى پتروشیمى تبریز و پالایشگاه آبادان را داد و توضیحاتى دربارة نحوه خرید و فروش در بورس نفت ارایه کرد. آقاى اعلایى براى آیین نامه تشریفات، نشان ها و کسب نظرم دربارة اعطای مدال ها آمد.

آقاى [بهروز] بوشهرى، [مدیرعامل منطقه آزاد قشم] آمد. گزارش پیشرفت توسعه جزیره قشم را داد و براى حل مشکلات استمداد کرد. آقایان [اکبر] ترکان، [وزیر راه و ترابری] و [محمدرضا] نعمت زاده، [وزیر صنایع] آمدند. از مصوبات کمیسیون هاى مجلس در مورد شرکت هاى دولتى شکایت کردند و براى تعدیل آنها، استمداد کردند. هیأت امناى دانشگاه شاهد جلسه داشت؛ بعد از گزارش رییس دانشگاه، چندمورد براى اموردانشگاه تصویب شد. عصر دکتر [علی اکبر] ولایتى، [وزیر امور خارجه] آمد. گزارش سفر به ترکیه و ایتالیا را داد که هر دو خوب و موفقیت آمیز است.

در شوراى عالى امنیت ملى، دربارة عراق و افغانستان و خلیج فارس و امنیت کشور و مشکلات نیروى انتظامى و تسهیلات براى کسب اطلاعات نظامى براى نیروهاى مسلح، بحث و تصمیم گیرى داشتیم. افطار میهمانم بودند. دیشب در تهران انتظار باران داشتیم که متأسفانه نیامد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا