خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ دی ۱۳۷۵

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ خرداد ۱۳۷۸
خواندن
3 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 22:23کد خبر32684

ساعت شش صبح بیدار و تا ساعت هفت و نیم، گزارش های مربوط به کارهاى امروز را مطالعه کردم. به سوى فرودگاه حرکت کردیم. در مسیر از مصلاى در دست ساخت بازدید کردیم. کلنگ مدرسه جدید علمیه را به زمین زدیم. به سوى شهرستان دره شهر حرکت کردیم. در منطقه شهر

ساعت شش صبح بیدار و تا ساعت هفت و نیم، گزارش های مربوط به کارهاى امروز را مطالعه کردم. به سوى فرودگاه حرکت کردیم. در مسیر از مصلاى در دست ساخت بازدید کردیم. کلنگ مدرسه جدید علمیه را به زمین زدیم. به سوى شهرستان دره شهر حرکت کردیم. در منطقه شهر بدره، در کنار روستاى «هینى مینى» فرود آمدیم. اهالى روستاهاى اطراف جمع بودند؛ برایشان کمى صحبت کردم و به احساسات گرم شان پاسخ دادم.

براى مراسم شروع کار سد بزرگ سیمره، کنار رودخانه سیمره رفتیم. آقایان زنگنه و یکى از مدیران [=آقای حدادیان، مدیرعامل شرکت آب و نیرو]، توضیح دادند. سد با ظرفیت 2/3 میلیارد متر مکعب آب ساخته مى شود؛ با هزینه 67 میلیارد تومان که 90 میلیون دلار هزینه ارزى دارد. با چهار واحد نیروگاه 160 مگاواتى به ظرفیت640 مگاوات برق آبى که هدف عمده سد، تولید برق است.گفتند، اکنون ساخت نیروگاه های آبى در حد 8000 مگاوات، در دست اجراست. من هم صحبت کوتاهى در اهمیت استفاده از پتانسیل برق آبى کردم و گفتم، امکان تأمین حدود 20 هزار مگاوات از زاگرس داریم.

به شهر دره شهر رفتیم. اجتماع باشکوه و منظمى داشتند. بعد از شعارها و خیرمقدم و گزارش [آقای زاهدیان]، امام جمعه و [آقاى صادقى]، فرماندار و [آقاى ناصرى گهر]، نماینده [دره شهر] و سرود جالب نوجوانان دختر و پسر کُرد، با لباس هاى محلى و اهداى

فرش، من صحبت کردم . به آبدانان پرواز کردیم، شبیه همان برنامه در این شهر برگزار شد؛ به اضافه یک شعر غرا و مفصل در وصف من، از یک بسیجى شاعر.

به دشت مورمورى پروازکردیم. طرح آبیارى تحت فشار و طرح انتقال آب از رود مولاب به این دشت را توضیح دادند و در اهمیت عمران آن دشت صحبت کردم و از لوح ها پرده برگرفتم. به دشت عباس پرواز کردیم و پس از نماز و ناهار و استراحت، آقایان زنگنه و حجتى، در مورد انتقال آب از دریاچه سد کرخه به دشت اهواز، با یک تونل 5/6 کیلومترى، به اندازه 42 مترمکعب در ثانیه، براى آبیارى 40 هزار هکتار توضیح دادند. من هم در اهمیت عمران دشت وسیع عباس صحبت کردم. شروع کار با یک انفجار عظیم و پرده گرفتن از لوح انجام شد.

به سوى شهر موسیان پرواز کردیم. در مسیر سدهاى انحرافى رود دویرج را دیدیم که براى آبیارى 20 هزار هکتار ساخته شده و مانع فرار آب به عراق مى شوند. در شهر بوبیان، احساسات شدید مردم، مانع صحبت شد. اول رفتیم و شهر بازسازى شده را دیدیم؛ خیلى جالب و مدرن ساخته شده. در جنگ به کلى ویران شده بود. کنار مرز است و اکنون سه هزار نفر ساکن دارد. سپس در جمع مردم رفتیم و صحبت کوتاهى در تشکر از مردم و توضیح بازسازى کردم.

به دهلران پرواز کردیم. خیلى پُرشور استقبال کردند؛ به حدی که [آقای حسینی]، امام جمعه و آقاى [سیدرضا] زواره اى، [رییس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور]، به زحمت چندکلمه اى صحبت کردند. سرودی خواندند. من هم صحبت کوتاهى دربارة بازسازى خوب و آینده بهتر منطقه کردم. شهر، خیلى بهتر از گذشته ساخته شده و مردم راضى هستند. اسناد مالکیت چند نفر را که توسط اداره ثبت تهیه شده، بعد از بازسازى دادم و آقاى زواره اى در این خصوص توضیح داد.

بیمارستان در حال ساخت 95 تختخوابی را دیدیم؛ با هزینه [ستاد] بازسازى [مناطق جنگ زده]، نزدیک به تکمیل است. آموزشگاه حرفه و فن را که با کمک بازسازى ساخته شده، دیدیم و افتتاح کردیم. در جلسه شوراى ادارى، [آقای شعبانی فرد]، استاندار و [آقای کریمی]، نماینده و اخوى محمد، [معاون اجرایی رییس جمهور]، گزارش دادند و من هم صحبت کردم. شاخص هاى پیشرفت استان، خوب است؛ شبیه استان هاى برخوردار، ولى گاز و راه آهن و صنایع ضعیف است. براى خواب و استراحت، به میهمان سراى ایرانگردی رفتیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا