خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ بهمن ۱۳۷۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 08:43کد خبر31232

به مناسبت روز ایثارگران، از خانه به مدرسه شاهد دخترانه طلوع فجر رفتیم. حدود دو ساعت بازدید و مراسم و صحبت ها طول کشید؛ مدرسه خوبى است. قرار شد به کتابخانه و نمازخانه آن کمک کنم. به دفتر آمدم. از ساختمان مرمر که براى تشریفات آماده شده است، بازدید کردم.

به مناسبت روز ایثارگران، از خانه به مدرسه شاهد دخترانه طلوع فجر رفتیم. حدود دو ساعت بازدید و مراسم و صحبت ها طول کشید؛ مدرسه خوبى است. قرار شد به کتابخانه و نمازخانه آن کمک کنم.

به دفتر آمدم. از ساختمان مرمر که براى تشریفات آماده شده است، بازدید کردم. وزیر آموزش عربستان آمد. [آقای شیخ عبدالعزیز الخویطر]، نامه ملک فهد را آورد. در نامه روى همکارى هاى اقتصادی، در جواب نامه سابق من تکیه شده است. احتمالاً این تحرک به خاطر شرایط جدید منطقه و وضع آمریکا و احتمال کوتاه آمدن آنها در عراق باشد. پیغام دادم که لازم است براى قیمت درست نفت، همکارى کنیم. حرفى غیر از مطالب نامه نداشت. از بارندگى هاى زیاد در عربستان خوشحال اند. پیش بینى کرده اند که براى یک دوره سى ساله، باران زیاد خواهند داشت.

عصر [آقای یانگ هیونگ سوپ]، رییس مجلس کُره شمالى آمد. ملاقات، تشریفاتى و دوستانه بود. بر دادن سریع تر نفت تأکید داشت. [آقای صباح الاحمد الصباح]، وزیر امور خارجه کویت آمد. نامه آقاى جابرالاحمد، امیر کویت را آورد. به نوعى از مواضع شان در مورد ابوموسى عذرخواهى کرد و قول داد که در آینده از این مسایل تکرار نشود.

از مسأله عراق به شدت نگران اند و بر نیاز به همکارى ایران براى ثبات منطقه و کمک ایران جهت حل مشکل اسرای شان تصریح دارند. دوستانه برخورد کردم و گفتم گذشته ها را ندیده مى گیریم. خواستم که در اوپک براى حفظ قیمت نفت همکارى کنند. دکتر ولایتى آمد. گزارش سفر به آسیای میانه را داد؛ از تشدید مشکلات آنها و ابراز نیاز به ایران گفت.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا