خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ اسفند ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/17 - 11:27کد خبر26775

صبح زود آقاى [محمد باقر] حکیم و بعضى از اعضاى مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق آمدند. درصددند براى مناطقى از عراق که به تصرف ما مى آید، برنامه ریزى کنند. اطلاع از تخلیه شرق دجله نداشتند. مى گفتند عراقی هاى مهاجر، سخت به هیجان آمده و به جبهه ها رو آورده

صبح زود آقاى [محمد باقر] حکیم و بعضى از اعضاى مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق آمدند. درصددند براى مناطقى از عراق که به تصرف ما مى آید، برنامه ریزى کنند. اطلاع از تخلیه شرق دجله نداشتند. مى گفتند عراقی هاى مهاجر، سخت به هیجان آمده و به جبهه ها رو آورده اند. دستورى مبنى بر شرکت قرارگاه کربلا در عملیات آینده امضا کردم.

بنا شد از دستگاه ابتکارى یک افسر که مى تواند بمب هاى 750 پوندى را از زمین، علیه دشمن به کار ببرد، استفاده کنیم. مقدارى در اراضى اطراف قرارگاه قدم زدیم. یک گلوله توپ را که در زمان اشغال عراق در آنجا افتاده و کار نکرده بود، دیدیم. فرمانده نیروى هوایى اطلاع داد که منطقه شرق دجله را بمباران کرده است. اطلاع دادند عراقی ها در جلوى راه نیروهاى ما آب انداخته اند. مهدى و آقاجلال به اهواز رفتند.

آقاى نخست وزیر اطلاع داد که ده هزار ماسک ضد گاز - که در اختیار نیروى دریایى بوده - براى جبهه ارسال شده است. آقاى اعلایى آمد و گزارش عملکرد هلى کوپترها در انتقال نیروها به جزیره را داد.

اول مغرب به قرارگاه نجف، براى کنترل عملیات رفتیم. قرار بود عملیات از اول شب در سه محور شروع شود، ولى در دو محور پیشرفت محسوسى نداشت و در یک محور - لشکر امام حسین (ع) - خوب بود. تا صبح بیدار ماندیم و مرتباً تماس داشتیم. از جزیره هم که قرار بود از پشت وارد شوند، نتوانستند بیایند. در مجموع مقدارى از آنچه مى خواستیم به دست آمد. خط شکسته شد، ولى به پل طلائیه نرسیدند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا