کمى کسالت داشتم. در جلسه علنى شرکت کردم. پیش از شروع جلسه چند کلمه اى درباره استحکام وضع ما در فاو و تکذیب تبلیغات عراق حرف زدم. بعد از تنفس به دفترم آمدم. ظهر آقاى طهماسبى از اصفهان آمد. از من تصفیه حساب خواست، براى اینکه اموالش را نگیرند. گویا به
کمى کسالت داشتم. در جلسه علنى شرکت کردم. پیش از شروع جلسه چند کلمه اى درباره استحکام وضع ما در فاو و تکذیب تبلیغات عراق حرف زدم. بعد از تنفس به دفترم آمدم. ظهر آقاى طهماسبى از اصفهان آمد. از من تصفیه حساب خواست، براى اینکه اموالش را نگیرند. گویا به اتهام سوء استفاده از امکانات ساخت نیمچه تانک، اموالش را گرفته اند. ادعاهاى نادرستى داشت و شکست خورد.
عصر آقاى رحیمى، شخصى را به نام مقدم آورد که مدعى بود اشعه جدیدى کشف کرده که از لیزر هم مهم تر است و از من براى گرفتن اجازه ثبت اختراع و تأمین امکانات به ثمر رساندن آن استمداد کرد. به وزیر علوم گفتم کمکش کنند. شب آیت الله خامنه اى به دفترم آمدند. درباره جنگ و هم درباره پیشنهاد آمریکایى ها در خصوص کمک به آزادى گروگان هاى آمریکایى در لبنان در مقابل بعضى از نیازها مذاکره کردیم. قرار شد با احتیاط پیش برویم.
دو سه بار با آقاى دکتر روحانى در جبهه تلفنى صحبت کردم. گفت امروز پاتک هاى عراق را به خوبى دفع کرده ایم و چهار هواپیمایش را ساقط نموده ایم. شب به خانه آمدم. آقاى رى شهرى تلفنى گفت که منافقین از طریق سئوالات تلفنى از افراد خام و بى تجربه، فهمیده اند که بناست عملیات آینده در اطراف مریوان باشد. اطلاع دیرهنگام رسید؛ اگر درست باشد. چون بنا است امشب عملیات تقریباً آغاز شود.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام