خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ بهمن ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 06:10کد خبر26394

پيش از ظهر با احمدآقا راجع به جنگ و امور قضایى مذاكراتى شد. عصر آقاى محسن رفيق‌دوست وضع جبهه را گفت. از اينكه [آقاى فاكر] نماينده امام [در سپاه] تصميمات فرماندهى و شوراى مركزى سپاه را وتو مى‌كند، گله داشت؛ منجمله سپاه مى‌خواهد توسعه بدهد و آقاى فاكر آن را

پيش از ظهر با احمدآقا راجع به جنگ و امور قضایى مذاكراتى شد. عصر آقاى محسن رفيق دوست وضع جبهه را گفت. از اينكه [آقاى فاكر] نماينده امام [در سپاه] تصميمات فرماندهى و شوراى مركزى سپاه را وتو مى كند، گله داشت؛ منجمله سپاه مى خواهد توسعه بدهد و آقاى فاكر آن را مايه تضعيف ارتش مى داند. در اساسنامه سپاه هم چنين حقى به نماينده امام داده شده. پيشنهاد مى كرد كه من همان گونه كه نماينده امام در ارتش هستم، در سپاه هم دخالت كنم. نپذيرفتم و گفتم نبايد نماينده امام در سپاه تضعيف شود و بايد مطابق قانون عمل شود. اطلاع داد كه دوربين عكسبردارى از هوا را از سوريه گرفته كه كمك بسيار مهمى است و دليل دوستى سورى ها. دوربين هاى ما در طول جنگ از دست رفته و سخت مورد نياز است.

ديشب خبر رسيد كه در نماز جمعه مشهد، فيلمبردار تلويزيون با سيم برق، اقدام به ترور آقاى واعظ طبسى كرده كه با دفاع به موقع ايشان و كمك پاسداران موفق نشده و خودش با گلوله محافظان كشته شده. تلفنى با آقاى طبسى تماس گرفتم. معلوم شد همكارش را كه احتمالاً در توطئه شريك بوده، بازداشت كرده اند و همچنين محافظ آقاى شيرازى [امام جمعه مشهد] را كه او را كشته، گرفته اند و بازجویى براى كشف شبكه ادامه دارد. منافقين هم در پاريس مسئوليت آن را به عهده گرفته اند. شواهدى پيدا شده كه از عوامل نفوذى منافقين باشد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا