خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ بهمن ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/17 - 11:13کد خبر26763

تمام روز در خانه بودم. آقاى امامى کاشانى نمازجمعه را اقامه کردند. بیشتر وقتم صرف خواندن سناریوى فیلم حاج شیخ فضل الله نورى شد. [حوزه هنرى] سازمان تبلیغات اسلامى تهیه کرده و براى مشورت از من خواسته اند که بخوانم. اصل مشروطه را زیر سئوال برده و ریشه کار

تمام روز در خانه بودم. آقاى امامى کاشانى نمازجمعه را اقامه کردند. بیشتر وقتم صرف خواندن سناریوى فیلم حاج شیخ فضل الله نورى شد. [حوزه هنرى] سازمان تبلیغات اسلامى تهیه کرده و براى مشورت از من خواسته اند که بخوانم. اصل مشروطه را زیر سئوال برده و ریشه کار را انگلیسى دانسته. ممکن است از این جهت مضر باشد. اشکالات دیگرى هم دارد. تلفنى از رییس جمهور، وضع جبهه ها را پرسیدم. گفتند که نیروى هوایى، شهر على غربى عراق را هم زده است. باید به طور محدود به همان زدن شهر بصره با توپ اکتفا کرد که باعث تحریک بیشتر عراق و موجه شدن کارهاى این قبیل او نشود.

ظهر احمدآقا آمد؛ مقدارى گز و نان و توت خشک هدیه آورد. مقدارى هم درباره جنگ صحبت کردیم و پیشنهاد مى کرد، حالا که عراقی ها اعلان کرده اند یک هفته شهرهاى ما را نمى زنند، خوب است ما هم نزنیم.

آقاى شیخ الاسلام از وزارت خارجه تلفن کرد و اطلاع داد که در جنوب لبنان، شیخ راغب حرب را ترور و شهید کرده اند. خیلى متأثر شدیم؛ امام جمعه مبارز و غیورى بود. مثل اینکه دشمنان اسلام تصمیم گرفته اند، روحانیون مبارز شعیه را در لبنان از میان بردارند. دو سه روز پیش آقاى محتشمى سفیرمان در سوریه را ترور کردند که جان به در برد.

از نخست وزیرى اطلاع دادند که از کویت اطلاع مى رسد، اردوگاه هایى براى آوارگان بصره در اثر گلوله باران ما درست کرده اند. [آیت الله]آقاى خامنه اى هم تلفن کردند و قرار شد فردا صبح براى [بررسى] مسایل جنگ به خانه ما بیایند. اخبار جنگ را گوش دادم. امروز هم در چنگوله پیشرفت هایى داشته ایم. از فیلم منظره کشته هاى عراقى ناراحت شدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا