تا ساعت هشت صبح در دفترم مطالعه مى کردم. در جلسه علنى مجلس شرکت نکردم و به آقاى یزدى [نایب رییس اول مجلس] واگذار کردم. ظهر در دفترم چند ملاقات داشتم. آقاى بهرامى آمد. نامه اى از سید عبدالرضا حجازى آورد که براى مسافرت به خارج، توصیه خواسته بود. به ایشان
تا ساعت هشت صبح در دفترم مطالعه مى کردم. در جلسه علنى مجلس شرکت نکردم و به آقاى یزدى [نایب رییس اول مجلس] واگذار کردم. ظهر در دفترم چند ملاقات داشتم. آقاى بهرامى آمد. نامه اى از سید عبدالرضا حجازى آورد که براى مسافرت به خارج، توصیه خواسته بود. به ایشان اعتماد نیست؛ در توطئه کودتاى قطب زاده متهم بود و بازداشت شد، اما نجات یافت.
آقاى [رسول] منتجب نیا آمد. از وضع حزب [جمهورى اسلامى] و سرخوردگى نیروهاى انقلابى ناراحت بود و راجع به انتخابات شیراز مشورت کرد. اخیراً درگیرى داشته اند. رسماً شکایت کرده است. یکى از کارکنان مجلس آمد و راجع به استخدام یک نفر در روابط عمومى - که مشکوک است - اطلاعاتى داد.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام