به جلسه علنى رفتم. قبل از دستور، درباره مقابله به مثل در زدن شهرهاى عراق صحبت کردم. لحظه صحبت من مصادف بود با آغاز شروع گلوله باران سه شهر بصره، مندلى و خانقین که با اخطارهاى قبلى از ساعت هفت صبح امروز شروع شد. اکثریت نمایندگان در تأیید این تلافى،
به جلسه علنى رفتم. قبل از دستور، درباره مقابله به مثل در زدن شهرهاى عراق صحبت کردم. لحظه صحبت من مصادف بود با آغاز شروع گلوله باران سه شهر بصره، مندلى و خانقین که با اخطارهاى قبلى از ساعت هفت صبح امروز شروع شد. اکثریت نمایندگان در تأیید این تلافى، بیانیه اى امضا کردند. مقابله به مثل در مردم شور عظیمى برپا کرده است. مردم از اینکه ما در گذشته، مقابله به مثل نمى کردیم، ناراحت بودند، ولى چون تصمیم امام بود، اعتراضى نمى کردند.
ظهر در دفترم، مطابق معمول چند ملاقات داشتم. آقاى مطهرى امام جمعه ساوه آمد و هدیه هایى براى جنگ و کتاب هاى خودش را براى من آورد و از حرکت ها و برخوردهاى آقاى موحدى ساوجى نماینده مجلس شکایت داشت. [آقاى على بابا بابایى] نماینده اسفراین هم آمد و از مخالفت آقاى [واعظ] طبسى و حزب [جمهورى اسلامى مشهد] با امام جمعه اسفراین به اتهام هوادارى از آقاى [آیت الله حاج سید ابوالقاسم]خویى، گله داشت.
آقاى شریفى – هم مباحثه دوران تحصیلم - آمد و از مدیریت کارخانه چوکا انتقاد داشت. آقایان [سیدرضا] زواره اى و [منوچهر] متکى که عازم کنفرانس کنترل موالید در هند بودند، آمدند و درباره مطالبى که در آن کنفرانس باید مطرح کنند و موضع اسلامى ما مشورت کردند؛ نظراتى دادم.
عصر در جلسه شوراى مرکزى حزب [جمهورى اسلامى] شرکت کردم. بحث در مورد کیفیت برخورد با انتخابات بعد از نهى امام از کاندیدا کردن سراسرى و حوزه اى براى حوزه دیگر بود. قرار شد از امام بپرسیم که آیا حزب جمهورى [اسلامى] هم مشمول این دستور است یا خیر؟ بعد از جلسه، آقاى ربانى املشى از من خواست که با امام مذاکره کنم؛ از اینکه امام جلوی حرکت مرکز و کاندیدا کردن سراسرى را گرفته اند، ناراحت بود.
بعد از ظهر آقاى ادریس بارزانى آمد و گزارشى از وضع کردهاى عراق داد و مشکلاتش را مطرح کرد و اظهار وفادارى نمود. مى گفت چند ماه است، مقررى ایران به آنها تأخیر افتاده و خواستار تحویل اسلحه هاى اهدایى سوریه به آنها بود. با احتیاط با آنها برخورد مى شود که طورى قوى نشوند که در آینده مشکلى براى عراق بعد از صدام باشند.
از دفتر مشاورت [ارتش] آمدند؛ گزارشى از وضع بد اداره دوم - اطلاعات ارتش- دادند و گفتند، امروز کاروان هاى کشتی ها به بندر امام، آمد و رفت کرده اند. دو کشتى گلوله خورده، ولى غرق نشده و یک ناوچه نیروى دریایى با ده پرسنل غرق و یک هواپیماى دشمن سرنگون شده است. معمولاً در تردد کاروان ها این درگیری ها را داریم. بعداً معلوم شد، یک کشتى یونانى به دروغ براى استفاده از بیمه، ادعاى گلوله خوردن کرده است؛ کشتی هاى کهنه، چنین ادعاهایى مى کنند.
آقاى [خسرو] تهرانى و همکارانش در اطلاعات [نخست وزیرى] آمدند و از مشکلات کارشان گفتند. گفتم با تعیین وزیر که به زودى انجام مى شود، مشکلات حل خواهد شد. اول شب، به خانه آمدم. بچه ها در مهمانى بودند. آقاى میردامادى از سپاه آمد و گفت، کویت حاضر شده بازداشتى هاى انفجارهاى کویت را با کنسول عربستان در لبنان - که ربوده شده - مبادله نماید. گفتم خوب است، ولى ربطى به ما ندارد و مربوط به «جهاد اسلامى لبنان» است. دیروقت خوابیدم.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام