خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ بهمن ۱۳۷۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 08:46کد خبر31239

چمدانم را براى سفر بستم. با بچه ها [برای شرکت در راهپیمایی 22 بهمن]، به سوى میدان آزادی رفتیم. نزدیک میدان پیاده شدم و چند صد مترى با مردم پیاده روى کردم. مردم از حضورم در میان شان خیلى خوشحال شدند و تا حدودی نظم را مراعات کردند، ولى شدت احساسات

چمدانم را براى سفر بستم. با بچه ها [برای شرکت در راهپیمایی 22 بهمن]، به سوى میدان آزادی رفتیم. نزدیک میدان پیاده شدم و چند صد مترى با مردم پیاده روى کردم. مردم از حضورم در میان شان خیلى خوشحال شدند و تا حدودی نظم را مراعات کردند، ولى شدت احساسات شان، گاهى صحنه را غیر قابل کنترل مى کرد. از بالاى جایگاه، در میان احساسات فوق العاده مردم، برایشان سخنرانى کردم و با تمجید فراوان از پایداری جامعه در مبارزه و دفاع و تحمل مشکلات، تشویق شان نمودم.

جمعیت بیش از انتظار بود. با هلى کوپتر به فرودگاه [مهرآباد] رفتم. همراهان خودشان را رسانده بودند. از پاویون در دست تعمیر جمهورى بازدیدکردم؛ خیلى بهتر از سابق مى شود. به سوى کیش پرواز کردیم. قبل از پرواز، تیمسار [منصور] ستارى، [فرمانده نیروی هوایی ارتش]، دربارة سانحه هوایى توضیحاتى داد؛ مدعى است، برج کنترل فرودگاه مقصر است.

ساعت یک بعد از ظهر وارد جزیره کیش شدیم. مقداری در پاویون با مدیران کیش نشستیم. توضیحات کارها را شنیدیم. بعد از ناهار و استراحت، لب دریا قدم زدم و مقدارى با مهدی سوار قایق پدالى شدیم. سرشب به رستوران درخت سبز رفتیم و شام را دسته جمعى خوردیم.

گزارش ها را آوردند. مقدارى هم تلویزیون را دیدم. دو کانال از امارات دیده مى شود. یکى از آنها، بیشتر مسابقه شترسوارى بود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا