خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ بهمن ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 06:09کد خبر26386

نماز جمعه را آقاى خامنه‏اى اقامه كردند و من تمام وقت در خانه ماندم. دونفر از دفتر امام آمدند و از مخالفت‏هاى بعضى از افراد جامعه مدرسين [حوزه علميه] قم گفتند و از اختلافات بعضى از دفاتر حزب در شهرها با بعضى از ائمه جمعه. عصر آقاى [محسن] دعاگو آمد و

نماز جمعه را آقاى خامنه اى اقامه كردند و من تمام وقت در خانه ماندم. دونفر از دفتر امام آمدند و از مخالفت هاى بعضى از افراد جامعه مدرسين [حوزه علميه] قم گفتند و از اختلافات بعضى از دفاتر حزب در شهرها با بعضى از ائمه جمعه. عصر آقاى [محسن] دعاگو آمد و نگران راكد ماندن گزينش ها و حركات خط سوم و اختلافات درون حزب [جمهورى اسلامى] بود. امير عراقى آمد و از تغييرات در بنياد مستضعفان و عزل آقاى مهرى از بخش بازرگانى گله داشت و اخوى محمد و خانواده اش هم شب مهمان ما بودند و شام مان حاضرى بود.

احمدآقا آمد و آخرين اخبار جنگ را آورد؛ حاكى از وجود قدرت نيروهاى آماده حمله، ولى مشكل بودن كار است. راجع به ادامه جنگ بحث كرديم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا