خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ بهمن ۱۳۷۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 22:57کد خبر32724

ساعت ده صبح، براى مراسم عید فطر، به دفتر رهبرى رفتیم. در جلسه خصوصى، قبل از مراسم، تک روى بعضى از روحانیون اهل سنت و شیعه، در اعلان عید فطر براى دیروز مطرح شد. خواستم توجیه شوندکه مواظب آثار سوء آن بشوند. در جلسه رسمى، صحبت کوتاهى کردم و سپس آیت الله

ساعت ده صبح، براى مراسم عید فطر، به دفتر رهبرى رفتیم. در جلسه خصوصى، قبل از مراسم، تک روى بعضى از روحانیون اهل سنت و شیعه، در اعلان عید فطر براى دیروز مطرح شد. خواستم توجیه شوندکه مواظب آثار سوء آن بشوند. در جلسه رسمى، صحبت کوتاهى کردم و سپس آیت الله خامنه اى صحبت کردند.

به دفترم رفتم، براى عقد ازدواج على - پسر اخوى احمد- با دختر آقاى موسوى. عفت و بعضى از بچه ها هم آمده بودند. به خانه آمدیم. بچه ها اکثراً بیرون از تهران اند و سرم خلوت است. عصر به مطالعه گذشت. شب با تلویزیون مشغول بودم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا