خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ بهمن ۱۳۷۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/08/02 - 21:17کد خبر33082

[آقای عیسی کلانتری]، وزیرکشاورزى آمد. گزارشى از وضع طرح زیتون کارى داد که با حمایت هاى من شروع شده بود و گفت، از طرح تهیه نهال و خرید نهال استقبال شده است. قرار شد، سفرى به مُغان [در استان اردبیل] برویم. براى شروع مراسم دهه فجر، به مرقد امام رفتیم؛

[آقای عیسی کلانتری]، وزیرکشاورزى آمد. گزارشى از وضع طرح زیتون کارى داد که با حمایت هاى من شروع شده بود و گفت، از طرح تهیه نهال و خرید نهال استقبال شده است. قرار شد، سفرى به مُغان [در استان اردبیل] برویم. براى شروع مراسم دهه فجر، به مرقد امام رفتیم؛ سخنرانى کردم. سپس براى زیارت قبور شهدا، به بهشت زهرا رفتیم.

عصر آقاى [علی محمد] بشارتى، وزیر سابق کشور آمد. گفت، دادگاه در رابطه با پرونده شهردارى تهران، ایشان را احضار کرده است. دربارة نحوه جواب مشورت کرد. آقاى [محمود] محمدی عراقى، [رییس سازمان تبلیغات اسلامی] آمد. پیشنهادهایی براى اجلاس [مجلس] خبرگان [رهبری] در مشهد داشت.

آقاى [محمد] رجبى، پسر آقاى [علی] دوانى آمد. طرحى براى چاپ یک تفسیر با چند ترجمه فارسى، انگلیسى، آلمانى، فرانسه و روسى- در شش ستون- ارایه داد و از من استمدادکرد. از آقاى خاتمى، [رییس جمهور]، گله داشت که او را به کار نگرفته است؛ با اینکه پس از استعفای آقاى خاتمى از وزارت ارشاد، او از ریاست کتابخانه ملى استعفا کرد و آقاى خاتمى به ریاست کتابخانه ملی منصوب شد و به عنوان مشاور با ایشان کارکرده؛ گویا به خاطر اینکه شاگرد مرحوم [احمد] فردید است، نمى خواهند او را به کار بگیرند. آقاى ابوالفضل بهرام پور آمد. نوشته هایى دربارة قرآن داد و براى استفاده بیشتر کمک خواست.

بعد از نماز مغرب، براى [شرکت در اجلاس سالیانه] مجلس خبرگان، به سوى مشهد پرواز کردیم. عفت و جمعى از دوستان و بستگانش همراه بودند. آقاى [عباس واعظ] طبسى، [تولیت آستان قدس رضوی] و مدیران استان [خراسان]، در فرودگاه استقبال کردند. در دارالضیافه اقامت کردم. شب، جلسه هیأت رییسه [مجلس] خبرگان داشتیم. دربارة کیفیت اداره اجلاس و انتخابات و... بحث و تصمیم گیرى کردیم. آقاى [محمد] مؤمن گفت، شوراى نگهبان در مورد شرایط نامزدهاى انتخابات خبرگان، سختگیر و قاطع خواهد بود.

آخر شب به حرم [امام رضا (ع)] مشرف شدم. حرم خلوت بود. به پاى ضریح هم رفتم. مردم متوجه شدند؛ اجتماع و ابراز احساسات کردند. نتوانستم زیاد بمانم. در مسیر با آقاى موحدی، فرمانده سپاه حفاظت صحبت کردیم. گفت، نظامى ها ازآقاى [حسن] فیروزآبادی، رییس ستادکل [نیروهای مسلح] ناراحت اند. نیز از اینکه سبک سخنرانى من که به صورت آرام و بدون لحن هاى قدیمى خطابه معمول است، اظهارخوشحالى کرد؛ گفت، به سبک هاشمى شناخته شده است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا