خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ بهمن ۱۳۷۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 03:21کد خبر31984

امروز اول ماه رمضان است. ساعت چهار صبح، براى مراسم سحر با زنگ ساعت بیدار شدم. چون هنوز رؤیت هلال رمضان ثابت نشده، رجائاً روزه دار شدیم. ساعت نُه صبح به دفترم رفتم. آقاى [محمدمهدی] آخوندزاده، سفیرمان در پاکستان آمد. وضع پاکستان و موفقیت دولت را توضیح

امروز اول ماه رمضان است. ساعت چهار صبح، براى مراسم سحر با زنگ ساعت بیدار شدم. چون هنوز رؤیت هلال رمضان ثابت نشده، رجائاً روزه دار شدیم. ساعت نُه صبح به دفترم رفتم.

آقاى [محمدمهدی] آخوندزاده، سفیرمان در پاکستان آمد. وضع پاکستان و موفقیت دولت را توضیح داد و طرح هاى راه و لوله که ایران در آنجا اجرا مى کند و برنامه توسعه همکارى ها را و پیشنهادهایى براى زمان سفرم به پاکستان داشت.

آقاى [سیدرضا] زواره ای، [رییس سازمان ثبت اسناد و املاک] آمد. از ایذاء دیوان محاسبات شکایت داشت و بر ضرورت ایجاد امنیت اقتصادی براى توسعه کشور تأکید داشت. آقاى فروزش، [وزیر جهاد سازندگی] آمد. او هم شکایت از دیوان محاسبات داشت و گزارش پیشرفت پستهکارى در سمنان و توسعه کارخانه هاى تولید پنیر را داد .

دکتر [عبدالله] جاسبى، [رییس دانشگاه آزاد اسلامی]، براى حل مشکلات دانشگاه آزاد اسلامى در حصارک آمد و نیز برای مسایل معافیت سربازى دانشجویان و سوبسید[=یارانه] مواد غذایى استمداد کرد.

آقاى [مصطفی] پورمحمدی، [معاون امنیت خارجی وزارت اطلاعات] آمد. گزارش دیدار با نمایندگان مردم چچن و استمداد آنها را داد و براى کمک سئوال کرد. گفتم باید بررسى شود. گزارشى از جلسات توجیهى براى معاونان وزرا و نمایندگان و همچنین به نتیجه رسیدن طرح ساخت هواپیما داد.

اخوى محمد، [قائممقام وزیر امور خارجه] آمد. پیشنهادی از یک شرکت روسى براى فروش موشک هاى دوربرد و نیز انتقال نفت عراق از طرف ایران را گفت؛ گفتم در هر دو مورد جواب منفى بدهد. احتمالاً از منابع اطلاعاتى باشندکه براى کشف سیاست ما آمدهاند.

عصر در هیأت دولت، جلسه کوتاهى داشتیم. براى افطار به دفتر رهبرى رفتیم. قبل از افطار، آیتالله خامنه اى از روى نامه امام على(ع) به مالک اشتر، نصیحت هایى نمودند که به نظر من خیلى مطلب داشت.

بعد از افطار به دفترم رفتم. کارها را انجام دادم و به خانه آمدم. براى جواب مصاحبه با روزنامه ایران نیوز، به عفت کمک کردم. خبرها از آلمان، مرتباً از ضعف فاطى و استفاده از سرم حکایت دارد و عفت ناراحت است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا