خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ آذر ۱۳۷۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 12:36کد خبر32291

مراسم معرفی و اعطای جوایز دانشجویان ممتاز را داشتیم که 23 نفر از پنج دانشگاه انتخاب شده بودند و بیشتر از ایثارگران بودند؛ چون به ایثار و تعهد هم امتیاز می داده اندکه دانشجویان غیرایثارگر از این محورها، استفاده کمتری دارند. سه زن هم در بین آنها بود.

مراسم معرفی و اعطای جوایز دانشجویان ممتاز را داشتیم که 23 نفر از پنج دانشگاه انتخاب شده بودند و بیشتر از ایثارگران بودند؛ چون به ایثار و تعهد هم امتیاز می داده اندکه دانشجویان غیرایثارگر از این محورها، استفاده کمتری دارند. سه زن هم در بین آنها بود.

ستاد تنظیم بازار جلسه داشت. آقای [محمدرضا] نعمت زاده، مشکلات صنعت را گفت که از ناحیه محدودیت ارز و ریال و صادرات و قیمت گذاری دارند؛ چون اغراق و بزرگ نمایی کرد، با جواب های شدید حضار مواجه شد و نتیجه ای نگرفت. قرار شد گروهی بررسی کنند.

ظهر با اخوی محمد در مشهد، تلفنی صحبت کردم. گفت حال حاجیه والده رو به بهبودی است، گرچه زیر نظر است ولی در خانه راحت تر از بیمارستان است. تا ساعت چهار بعد از ظهر، کارها را انجام دادم و سپس برای افتتاح فروشگاه زنجیره ای رفاه، به مرقد امام رفتیم. فاطی هم همراه من بود. از بخش های مختلف و غرفه های کالا بازدیدکردم. چند هفته ای است که فروش را آغاز کرده اند و فعلاً به روزی پنج میلیون تومان رسیده است. آقای [عبدالعلی علی]عسکری، [مدیرعامل شرکت رفاه]، گزارش داد و من هم در اهداف تأسیس فروشگاه های زنجیره ای رفاه صحبت کردم.

از آنجا به فروشگاه بزرگ در دست ساخت توسط شهرداری تهران در حسن آباد جنوب تهران رفتیم؛ خیلی بزرگ است، با ده هزار مترمربع بنا، در یک پارک و مرکز فرهنگی و ورزشی که در جنوب تهران، خیلی مفید است. پارکینگ روی سقف و انبار در زیرزمین است و از استخر و سونا بازدید کردیم. مردم منطقه جمع شده بود. از مقابل آنها عبور کردم و به احساسات پاسخ دادم.

سپس برای افتتاح فروشگاه دیگر رفاه در غرب میدان آزادی- در سه طبقه فروشگاه و سه طبقه زیرزمین برای انبار و پارکینگ- رفتیم. در تملک بنیاد مستضعفان، با شرکت در سود 45 – 55 درصد بنیاد رفاه تأسیس شده؛ خیلی خوب و جامع است. سپس به پاویون جالب بخش خصوصی در فرودگاه تهران رفتیم که برای مسافران متشخص غیردولتی ساخته اند.

به سوی کیش پرواز کردیم. جمعی از بستگان و اعضای خانواده همراه بودند. در مسیر ابر و رعد و برق داشتیم. ساعت نُه و نیم شب به کیش رسیدیم. در پاویون مستقر شدیم. آقای [محمدرضا] یزدان پناه، [مدیرعامل سازمان عمران کیش] توضیحاتی داد. کمی کنار ساحل قدم زدم و خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا