خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ آذر ۱۳۷۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 22:55کد خبر31926

دیشب اولین برف زمستانى در تهران بارید و تا ساعتى از روز هم ادامه داشت. در مسیر دفتر، به خاطر عدم آمادگى اتومبیل ها و لغزندگى خیابان، خیلى معطل شدیم. اولین ملاقات هم که [آقای عبدالکبیر العلویالمدغری]، وزیر فرستاده پادشاه مراکش بود، به همین دلیل با تأخیر

دیشب اولین برف زمستانى در تهران بارید و تا ساعتى از روز هم ادامه داشت. در مسیر دفتر، به خاطر عدم آمادگى اتومبیل ها و لغزندگى خیابان، خیلى معطل شدیم.

اولین ملاقات هم که [آقای عبدالکبیر العلویالمدغری]، وزیر فرستاده پادشاه مراکش بود، به همین دلیل با تأخیر آمد. نامه دعوت ملک حسن را براى شرکت در اجلاس سران سازمان کنفرانس اسلامى در مراکش آورد؛ صریح رد نکردم و گفتم باید وقتمان را تنظیم کنیم و به خاطر تغییر زمان کنگره، برنامه کارمان را باید تنظیم مجدد نماییم.

[آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت آمد. گزارش تکمیل کارخانه دوده صنعتى اهواز و تکمیل فاز جدید بازسازى پالایشگاه آبادان را داد که ظرفیت آن چهارصدوپنجاه هزار بشکه در روز شده است. دکتر حبیبى آمد. محدوده مورد نیاز اقامتگاه میهمانان در سعدآباد را و بعضى از ارقام بودجه را مشخص کردیم.

جمعى از نمایندگان مشهد، همراه [آقای اسماعیل مفیدی]، استاندار آمدند. براى ترامواى مشهد و کارهاى عمرانى دیگر و موافقت با وضع عوارض جدید بر شکرهاى تولیدی و بلیت هاى مسافران قطار و هواپیما و تخت خواب هتل ها، استمداد کردند.

ظهر بستگان عفت در دفترم ناهار بودند. در جلسه هیأت دولت، بحث بودجه 1374 را تمام کردیم. از سقف برنامه، کمى بالا زد. به خانه آمدم. فاطى و بچه هایش بودند. خبر داد که دزدِ منزلش را پیدا کرده اند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا