تا ساعت هشت صبح در دفترم کار کردم. گزارش هاى مربوط به شهرهاى موشک خورده اندیمشک، دزفول، بهبهان و رامهرمز و بمباران نهاوند را گرفتم؛ بیش از 30 نفر شهید و حدود 300 نفر مجروح و ده ها خانه و مغازه مخروب داشته ایم. پیش از دستور در این باره و بمب گذاری هاى
تا ساعت هشت صبح در دفترم کار کردم. گزارش هاى مربوط به شهرهاى موشک خورده اندیمشک، دزفول، بهبهان و رامهرمز و بمباران نهاوند را گرفتم؛ بیش از 30 نفر شهید و حدود 300 نفر مجروح و ده ها خانه و مغازه مخروب داشته ایم. پیش از دستور در این باره و بمب گذاری هاى کویت صحبت کردم. به کویت اخطار کردم که عمل صدام را تقبیح کند و صادقانه حقیقت را بگوید و اجازه ندهد با لوث شدن حقیقت، به نام آنها تمام شود.
دستور جلسه، طرح خدمت وظیفه عمومى بود. بخشى از جلسه را به عهده آقاى یزدى گذاشتم و به دفترم آمدم. تا ظهر کارهاى عقب مانده را انجام دادم. نزدیک ظهر، آقاى نمازى و رییس سپاه نجف آباد آمدند؛ از دفتر آقاى منتظرى و خود ایشان به خاطر حمایت بى جهت از روحانیون بیدار و بدنام کردن سپاه گله داشتند.
بعد از نماز، سرهنگ محمدى از اداره دوم ارتش آمد و از سرهنگ کتیبه رییس اطلاعات شکایت داشت. آقاى [سیدمحمد] کیاوش [نماینده اهواز] آمد و از دستگاه قضایى اهواز، به خاطر حمایت از زمین داران فئودال شکایت داشت. آقاى محمدرضا بهشتى [فرزند شهید بهشتى و عضو شوراى مرکزى حزب جمهورى اسلامى] آمد و راجع به وضع حزب و تغییر نامطلوب در موضع گیری هاى آن، نگران بود. آقاى حمید انصارى آمد و براى انتخابات سیرجان مطالبى به نفع آقایان [علیرضا] یارمحمدى [نماینده بم] و [محمد] اخلاقى نیا [نماینده سیرجان] و.... داشت.
عصر شاخه هاى دانشجویى حزب [جمهورى اسلامى] آمدند. به مناسبت هفته وحدت و پیوند حوزه و دانشگاه، مفصلاً براى آنها صحبت کردم. [اعضاى] ستاد مبارزه با موادمخدر آمدند و گزارشى از کارها و موفقیت ها دادند و براى تشویق و تقویت کمک خواستند. شب تا ساعت هشت در دفترم کار کردم و به خانه آمدم. برنامه مسابقه «نام ها و نشانه ها» را تماشا کردیم.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام