خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ مرداد ۱۳۷۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 16:45کد خبر31804

پیش از ظهر براى خطبه هاى جمعه مطالعه مى کردم. نماز جمعه را در دانشگاه تهران اقامه کردم. ظهر خانه خلوت بود؛ اکثر بچه ها نبودند. عصر به حاج احمدآقا تلفن کردم و احوالپرسى نمودم. سپس به منزلمان آمد. مقدارى صحبت کردیم. از علت انزوا و خانه نشینى اش پرسیدم.

پیش از ظهر براى خطبه هاى جمعه مطالعه مى کردم. نماز جمعه را در دانشگاه تهران اقامه کردم. ظهر خانه خلوت بود؛ اکثر بچه ها نبودند.

عصر به حاج احمدآقا تلفن کردم و احوالپرسى نمودم. سپس به منزلمان آمد. مقدارى صحبت کردیم. از علت انزوا و خانه نشینى اش پرسیدم. اظهار خستگى و افسردگى و کسالت جسمانى نمود. قرار شد به تدریج در جلسات و شوراهایى که عضویت دارد، شرکت کند.

آقاى بشارتى، تلفنى گزارش تظاهرات مثبت امروز مردم قزوین و سخنرانى هاى آقایان [هادی] باریک بین و [علیاکبر] ابوترابى در نماز جمعه، مبنى بر اظهار پشیمانى از سماجت هاى گذشته و استغفار از عملیاتى که به خاطر آنها در قزوین رخ داد و اظهار حمایت از تصمیمات نظام گفت. شب هم گوشه هایى از تظاهرات مردم قزوین را در سیما دیدم؛ جالب است.

عصر محسن آمد. همراه عفت به خانه بستگان رفتند. شب تلفنى از آقاى واعظ طبسى احوالپرسى کردم؛ معلوم شد هنوز گاهى درد و تب عود می کند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا