خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ مرداد ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 14:15کد خبر27752

شب باران بارید و صبح باران سیل آسا در جماران آمد. معمولاً این گونه باران در این فصل نداشتیم. براى بازدید از صنایع نظامى با ماشین به پارچین رفتیم. صنایع موشکى، صنایع شیمیایى و باروت سازى و پرکن مهمات و کاتیوشا و آر.پى.جى. سازى را دیدیم و به توضیحات

شب باران بارید و صبح باران سیل آسا در جماران آمد. معمولاً این گونه باران در این فصل نداشتیم.

براى بازدید از صنایع نظامى با ماشین به پارچین رفتیم. صنایع موشکى، صنایع شیمیایى و باروت سازى و پرکن مهمات و کاتیوشا و آر.پى.جى. سازى را دیدیم و به توضیحات مسئولان گوش دادیم و براى کارکنان سخنرانى کردم. عصر به تهران برگشتیم.

خبر موفقیت نسبى ما در اوپک و موافقت با پیشنهاد ما در خصوص کاهش تولید، خستگى را رفع کرد. گزارش ها را خواندم، مطلب مهمى نداشت. با خستگى خوابیدم. با زنگ تلفن وزارت خارجه بیدار شدم. آقاى [حسین] شیخ الاسلام اطلاع داد که کاردار سوریه اطلاع داده احتمالاً در عراق کودتا شده و روابط تلفن و تلکس قطع شده است. به فرماندهان سپاه تذکر دادم که اگر کودتا محرز شد، تلاش کنند مراکز حساس مثل جاده بصره و ام القصر را بگیرند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا