خاطرات اکبر هاشمی - ۸ شهریور ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 21:50کد خبر27812

اول وقت دستور هماهنگى هاى جبهه ها را پیگیرى کردم. وضع جبهه بهتر شده است. فاطمه خانم کارگرى که هفته اى چند روز به کمک عفت مى آید، پس از سه هفته غیبت امروز آمد. براى جمع کردن برنج هاى مزرعه اش به لاهیجان رفته بود. از زیادى محصول خوشحال و از گرانى کارگر

اول وقت دستور هماهنگى هاى جبهه ها را پیگیرى کردم. وضع جبهه بهتر شده است. فاطمه خانم کارگرى که هفته اى چند روز به کمک عفت مى آید، پس از سه هفته غیبت امروز آمد. براى جمع کردن برنج هاى مزرعه اش به لاهیجان رفته بود. از زیادى محصول خوشحال و از گرانى کارگر ناراحت است. مى گوید سه جریب زمین دارند.

ظهر، على- اخوى زاده- که از اروپا برگشته، آمد. از طریق کاردارمان در لندن، دو نفر از مقامات آمریکایى با او ملاقات کرده اند. خواستار رفع تیرگى روابط شده اند و از ما براى آزادى گروگان هایشان در لبنان استمداد کرده اند و در مورد جنگ از موضع قبلى دشمنى شان با ما نرمشى نشان داده اند. در مورد کانال هایى که در گذشته به ما پیغام داده اند، پرسیده اند. توسط احمدآقا به حضرت امام گزارش دادم. گفتم متن اظهارات آنها را بنویسد که در جلسه سران سه قوه مطرح کنیم.

عصر آقاى رفیق دوست و آقاى ادیب آمدند. از مدیریت صنایع نظامى ارتش شاکى بودند. رفیق دوست در مورد سفر آینده اش به سوریه و لیبى مشورت کرد. احمدآقا آمد. درباره سخنان امروز امام که از روزنامه رسالت انتقاد کرده اند، صحبت کرد و مقصود امام از جریانى که فرمودند شناسایى شده و فساد مى کند را معرفى کرد. گزارش کامل پیام آمریکایى ها را گرفت تا براى امام منتقل نماید.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا