خاطرات اکبر هاشمی - ۷ شهریور ۱۳۷۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/08/02 - 11:49کد خبر32925

با عفت و محسن و چند نفر از محافظان، براى دیدن وضع اشجار پسته، به البرز قم رفتیم. قبل از انقلاب، شرکت دژساز براى رونق بخشیدن به املاک تولیت در البرز، با ایشان شریک شد. چون آقاى [ابوالفضل] تولیت، امورش را در اختیار مبارزه قرار داده بود، بعد از زندان رفتن من

با عفت و محسن و چند نفر از محافظان، براى دیدن وضع اشجار پسته، به البرز قم رفتیم. قبل از انقلاب، شرکت دژساز براى رونق بخشیدن به املاک تولیت در البرز، با ایشان شریک شد. چون آقاى [ابوالفضل] تولیت، امورش را در اختیار مبارزه قرار داده بود، بعد از زندان رفتن من و سپس پیروزى انقلاب، به خاطر مسئولیت هاى مهم تر از این، املاک مورد توجه نبود. از چند سال پیش اراضى تقسیم شده و هرکس در سهم خود به عمران پرداخته است. محسن هم در سهم من، حدود 15 هکتار درخت پسته ایجادکرده و اخیراً به آبیارى قطره اى مجهز شده است. وضع درخت ها بد نیست، ولى کمتر از مقدار مورد انتظار است. درختان خانواده اخوی مرحوم حاج قاسم، بهتر از ما است. اصغر و یک نفر افغانى به نام ابراهیم براى ما کار مى کنند. به محسن گفتم فعالیت بیشترى بکند. سری هم به مسکن کارگر افغانى زدیم؛ خودش نبود. مقدارى هم در جاده هاى فرعى ماشین راندم. مدت هاست که دست به فرمان نبرده ام. ظهر به خانه برگشتم.

عصر وقتم به کار روى کلید قرآن و مطالعه تاریخ جنگ هاى ایران و روسیه گذشت. در گزارش ها اوضاع جنوب لبنان بحرانی به نظر مى رسد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا