خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ مرداد ۱۳۷۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 10:09کد خبر31424

سرماخوردگى و کمى تب داشتم. عفت به مشهد رفت. او هم مثل من سرماخوردگى داشت. سفیر جدید فیلیپین و سفیر جدید افغانستان آمدند. تشریفات معمولى و سئوال و جواب دربارة وضع کشورشان داشتیم. سفیر فیلیپین از مشکلات ناشى از حضور پایگاه هاى نظامى آمریکا و نیز خسارت هاى

سرماخوردگى و کمى تب داشتم. عفت به مشهد رفت. او هم مثل من سرماخوردگى داشت. سفیر جدید فیلیپین و سفیر جدید افغانستان آمدند. تشریفات معمولى و سئوال و جواب دربارة وضع کشورشان داشتیم. سفیر فیلیپین از مشکلات ناشى از حضور پایگاه هاى نظامى آمریکا و نیز خسارت هاى تعطیلی آنها در کوتاه مدت و خسارات ناشى از آتش فشان ها گفت. سفیر افغانستان که در دوران جهاد به عنوان نماینده جمعیت اسلامى در ایران بوده، فارسى را خیلى روان بلد و با واقعیت هاى ایران کاملاً آشنا بود؛ آدم مسلط و واردی به نظرم آمد.

آقاى [سیدرضا] زواره اى آمد. ظاهراً تشکر کرد که او را به عنوان وزیر کشور معرفى نکرده ایم. گفتم مجلس هم در رأى گیرى غیررسمى او را قبول نداشته است. مطابق معمول مقدارى از سازمان برنامه و بودجه و وزارت اقتصاد انتقاد کرد.

آقاى [علی اصغر] باغانى، [نماینده ولی فقیه در دانشگاه شهید بهشتی] آمد. براى عمران سبزوار و همچنین شرکت در مراسم 27 آذر دانشگاه شهید بهشتى استمداد کرد. از کسالت حنجره شکایت داشت. فائزه آمد براى ورزش بانوان استمداد کرد.

شوراى عالى امنیت ملى جلسه داشت. دربارة مسایل عراق، لبنان و موضوع کشتى چینى بود. آمریکایی ها مدعى وجود مواد شیمیایى قابل استفاده در سلاح شیمیایى براى ایران هستند. چینى ها خواسته اند که ما دخالت نکنیم و خودشان حل مى کنند. قبول کردیم. قرار شد تشکیل دومین کنفرانس فلسطین را به تأخیر بیندازیم. شب در دفترم ماندم کمى تب داشتم. با مُسکن خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا