خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ فروردین ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/18 - 16:23کد خبر26833

امروز، در منزل بودم و بیشتر به مطالعه پرداختم. دکتر [هادى] منافى [وزیر بهدارى] آمد و درباره مشکل جنین هاى ناقصى که پزشکان تشخیص مى دهند، به محض تولد مى میرند و فقها اجازه سقط آنها را نمى دهند و همچنین مشکل اجازه تغییر جنسیت مطلق در افراد مایل به تغییر و مشکل کثرت تولد در کشور صحبت کرد.

آقاى [سیدهاشم] رسولى [محلاتى] از دفتر امام آمد. درباره آمادگى فرزندش و دوستان متخصص او، در خصوص کمک به صنایع نظامى صحبت کرد. درباره فیش هاى «کلید قرآن» هم مذاکره کردیم.

عصر، از زاهدان تلفن کردند و گفتند چون آقاى زابلى نماینده جامعه سیستانى ها را رد صلاحیت کرده اند، عده اى در این شهر اجتماع نموده اند و احتمال آشوب است. آقاى [منوچهر] متکى [نماینده کردکوى] تلفن کرد و گفت که قرار است آقای سید هادى خامنه اى را به بندرگز ببرند تا به نفع رقیب او تبلیغ کنند؛ نگران بود که از عنوان ریاست جمهورى سوء استفاده شود.

از بعضى حوزه هاى انتخاباتى، گزارش مى رسد که بعضى از نامزدها، از روابطى که با من داشته و دارند، در تبلیغات بهره مى گیرند. گفتم در مواردى که به حساب حمایت و دخالت من در انتخابات مى آید، تکذیب شود.

گزارش ها را آوردند، خواندم. آقا شیخ على تهرانى - که در مشهد تحت نظر بوده - فرار کرده و به عراق پناهنده شده است. وى از طریق رادیو و تلویزیون عراق، علیه انقلاب اسلامى صحبت مى کند و دشمنان نیز قضیه را بزرگ مى کنند؛ شاگرد امام و شوهر خواهر رییس جمهور و... است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا