قبل از اذان صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. تلفنى از عفت احوالپرسى کردم. به سوى شادگان حرکت کردیم؛ قرار نبود که به شادگان و ماهشهر برویم، چون در سفرهاى گذشته رفته بودم. با اصرار پذیرفتم و این برنامه امروز را خیلى فشرده و سخت کرد. به خلبان گفتم، گشتى روى
قبل از اذان صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. تلفنى از عفت احوالپرسى کردم. به سوى شادگان حرکت کردیم؛ قرار نبود که به شادگان و ماهشهر برویم، چون در سفرهاى گذشته رفته بودم. با اصرار پذیرفتم و این برنامه امروز را خیلى فشرده و سخت کرد. به خلبان گفتم، گشتى روى جزیره مینو و اروند بزند. ساحل عراق را دیدم؛ اصلاً بازسازى نکردهاند. اکثر نخل ها خشکیده و نخلستان ها علفزار شده است. در شادگان توقف کوتاهى داشتیم. با شنیدن سرود و خیرمقدم خوب [آقای عیسی مقدمیزاد]، نماینده اش و گزارش خدمات برنامه اول و طرح خواسته ها، من هم صحبت دلگرمکنندهای داشتم.
براى افتتاح واحد پى.وى.سى، به پتروشیمى بندر امام پرواز کردیم. آقاى [احمد] رهگذر، [مدیرعامل صنایع پتروشیمی] و آقاى [غلامحسین] نجابت، [مدیرعامل شرکت مدیریت توسعه صنایع پتروشیمی]، گزارش دادند و از اهمیت طرح و تولید 175 هزارتُن محصول گفتند که امروز قیمت هر تُن آن، هزار و صد دلار است. از واحد بازدید کردیم و توضیح شنیدیم. سپس از طرح بزرگ آروماتیک، بازدید عبورى داشتیم. این دو واحد، در طرح ژاپنی ها نبوده است؛ به خاطر ارزش افزوده فراوان، خواسته بودند مواد اولیه به ژاپن برود و در آنجا ساخته شود.
گشتى در کارخانه زدیم. از بلندی همه جا را دیدیم. در سالن بزرگى، آقای [غلامرضا] آقازاده، [وزیر نفت]، گزارش و توضیح داد. نشان درجه دو سازندگى را به مهندس رهگذر، مدیرعامل پتروشیمی دادم. صحبت دلگرمکننده اى از دستاورد هاى صنعت پتروشیمى داشتم.
به ماهشهر پرواز کردیم. اجتماع عظیمى داشتند. بعد از خیرمقدم، سخنرانى کوتاهى کردم و بلافاصله به بهبهان پرواز کردیم. استقبال مردم بهبهان در خیابان ها و در اجتماع و ورزشگاه، خیلى بیش از حد بود. بعد از سرود و خیرمقدم [آقای لطفالله زارعی قنواتی]، نماینده و [آقای محمدحسین مجتهدی]، امامجمعه و طرح خواسته ها، صحبت هاى تمجیدآمیزی کردم . تعجب است که در این شهر دارالمؤمنین و با مردمی مقدس، برنامه
موسیقى و سرود بسیار شادی داشتند. تا چند ماه پیش، اینگونه مراسم، به سختی مورد انتقاد و مخالفت مقدسین و حزب اللهى ها بود. با تکرار چند صحنه و پخش از صداوسیما، این گونه مراسم عادی شده و تقریباً در همه شهرهاى خوزستان با تفاوت هایی اجرا مى شد. علما هم تأیید مى کردند.
ناهار را در بیرون شهر، در میهمانسراى وزارت نیرو که براى کار سدسازى و... ساخته اند، خوردیم. بعد از کمی استراحت، با ماشین به محل سد مارون رفتیم. در راه و آنجا، [آقای لطیفالتجار]، مجرى سد و آقاى زنگنه، [وزیر نیرو]، توضیحات دادند: سد خاکى با صدوپنجاه متر ارتفاع و یک میلیارد و سیصد میلیون مترمکعب ظرفیت دریاچه. جهادسازندگى آن را اجرا مى کند و بناست آبگیری شود. با 175 مگاوات برق آبی، 55 هزار هکتار را هم آبیارى مى کنند که با دو کشت، صدهزار هکتار مى شود. هزینه ارزى کمى داشته است.
به محل اجراى شبکه هاى آبیارى در دشت بهبهان رفتیم. بهره بردارى از طرح پنج هزار هکتارى که کانال هاى بعد از سد را جهادسازندگی و وزارت کشاورزى اجرا کرده اند، افتتاح کردیم. بعد از پرده بردارى از لوح و باز کردن شیرآبیارى، از نمایشگاه محصولات و ابزار کشاورزى ساخت استان بازدید کردیم.
به سوى رامهرمز پرواز نمودیم. چون تأخیر داشتیم، دلم مى جوشید. معمولاً هر روز همین وضع است؛ برنامه ها فشرده است و مواردی هم اضافه مى شود. در رامهرمز شاهد اجتماعى بسیار پُرشکوه و دور از انتظار بودیم. [آقای سیدعبدالنبی موسویفر]، امام جمعه، متواضعانه از من تجلیل کرد و [آقای محمدرضا بهمئی]، نماینده هم مقدارى. اجتماعات باشکوه و علاقه و شور مردم بالاست، برای همین، نمایندگان که معمولاً روى کمبودها تکیه مى کنند و نیز بعضى از ائمه جمعه، فضا را برای حرف منفى مناسب نمی بینند و بیشتر در وصف می گویند. من هم سخنرانى گرم و امیدوارکننده اى داشتم.
به سوى باغملک رفتیم. به غروب نزدیک می شدیم. هلى کوپترها پیشنهاد داشتند در مراجعت در رامهرمز بمانند تا با ماشین برویم؛ نپذیرفتم. با توجه به کوچکى شهر، جمعیت در باغملک بهت انگیز بود. با ایذه مسابقه دارند و نمى خواهند از ایذه عقب باشند. امامجمعه ندارند و نماینده هم قبلاً در ایذه صحبت کرده بود. با اجراى سرود و شعار و صحبت فرماندار، ابراز محبت کردند. صحبت من هم کوتاه بود. قرار بود کارخانه آجر شهر را افتتاح کنم. آقاى میرزاده را فرستادم، لذا عقب ماند.
با عجله به سوى اهواز پرواز کردیم. وقتى که به اهواز رسیدیم، هوا تاریک بود. خلبان ها خیلى دلهره داشتند؛ چون پرواز پس از سان ست[= غروب آفتاب]، برخلاف مقررات است. در فرودگاه اهواز، نماز مغرب و عشا را خواندیم.
برای کلنگزنى دانشکده الهیات و افتتاح دانشکده دامپزشکى و بخش آنژیوگرافى به دانشگاه اهواز رفتیم. در اجتماع دانشگاهیان و فرهنگیان استان، در سالن بزرگ ورزشى شرکت کردیم. آقاى دکتر [نصرتالله] ضرغام، رییس دانشگاه اهواز و نیز مدیرکل آموزش و پرورش استان خیرمقدم گفتند و گزارش پیشرفت و توسعه را دادند. سرود خوبی اجرا شد. من هم با ذکر مثال هاى روشن، دربارة رشد علم و فناوری صحبت کردم. خواستم که دانشگاهیان براى بهبود سرعت رشد کشور، بیشتر به تحقیق بپردازند. چهل ودو هزار نفر دانشجو دارند که بیش از نیمى از آنها در دانشگاه آزاد اسلامی تحصیل میکنند. با خستگى زیاد به مقر رسیدیم. پس از استحمام و ملاحظه گزارشها، بعد از ساعت دوازده شب خوابیدم.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام