خاطرات اکبر هاشمی - ۷ اردیبهشت ۱۳۶۱

پس از نماز مشغول مطالعه شدم. ساعت هفت و نيم به تالار مجلس رفتم. آقاى [محمد] موسوى خوئينى‏ها جلسه را افتتاح كرده بود. به دفترم برگشتم و به مطالعه پرداختم. بعد از تنفس به جلسه رفتم كه بحث اساسنامه سپاه ادامه داشت.
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/14 - 18:24کد خبر26082

پس از نماز مشغول مطالعه شدم. ساعت هفت و نيم به تالار مجلس رفتم. آقاى [محمد] موسوى خوئينى‏ها جلسه را افتتاح كرده بود. به دفترم برگشتم و به مطالعه پرداختم. بعد از تنفس به جلسه رفتم كه بحث اساسنامه سپاه ادامه داشت.

پس از نماز مشغول مطالعه شدم. ساعت هفت و نيم به تالار مجلس رفتم. آقاى [محمد] موسوى خوئينى‏ها جلسه را افتتاح كرده بود. به دفترم برگشتم و به مطالعه پرداختم. بعد از تنفس به جلسه رفتم كه بحث اساسنامه سپاه ادامه داشت.

ظهر امام جمعه ايذه به ملاقات آمد و براى احداث جاده‌اى در منطقه كمك مى‌خواست. سپس روحانيت رفسنجان كه از جبهه برگشته بودند، آمدند و شش كيلو طلا و پنج كيلو نقره و نزديك چهار ميليون تومان پول از هداياى مردم رفسنجان را براى جنگ و جنگ‏زدگان آوردند.

عصر آقاى دكتر ولايتى و آقاى [عبدالمجيد] معاديخواه آمدند و درباره تشكيلات تبليغات خارجى مشاوره كرديم. سپس گروهى از اعضاى دفتر مركزى جهاد سازندگى آمدند و از انحراف و فساد مختصرى كه در دفتر مركزى‌شان وجود داشت، گزارش دادند. دو نفر از معاونان وزارت نفت هم آمدند و از آقاى [محمد] غرضى [وزير نفت] در مورد تصفيه نيروهاى قديم و لغو امتيازات ويژه كاركنان نفت شكايت داشتند.

اعضاى دفتر تبليغات [اسلامى] قم آمدند؛ حدود يكصد نفر از طلاب قم بودند كه گزارش كارشان را دادند. خوب است؛ ده‌ها هزار مورد اعزام مبلغ و پخش ده‌ها هزار نوار و كتاب داشته‌اند. دوهزار طلبه هم به جبهه اعزام كرده‌اند كه يكصد و هفتاد شهيد داده‌اند و گفتند نگرانى عمده نيروها در جبهه از احتمال كوتاه آمدن مسئولان در مقابل فشارهاى بين‏المللى مبنى بر پذيرش آتش‌بس است و خبر دادند كه رزمنده‌ها مى‏گويند ما حاضر نيستيم بدون تحقق اهداف اعلام شده دفاع، به خانه‌ها برگرديم. فراوانى اين‏گونه مراجعات احتمال برنامه‌ريزى را تقويت مى‌كند و مى‌تواند طبيعى هم باشد. من هم برايشان صحبت كردم  و گفتم در آينده همه چيز براى شما روشن مى‏شود. انتظار نداشته باشيد همه مسایل جنگ را در سخنرانى عمومى يا مصاحبه‌ها بشنويد.

آقاى مهندس [كاظم] سيفيان معاون شهردارى تهران آمد و از مشكلات شهردارى و مقررات دست و پاگير گفت. آقاى چهپور آمد و مقدارى دلار را كه از زمان آيت‌الله [سيدمحمود] طالقانى باقى مانده بود، تحويل داد. در حدود بيست و يك هزار دلار بود كه آنها را در صندوق مجلس به آقاى [مصطفى] كتيرایى سپردم؛ قرار شد كه فى‌سبيل‌الله مصرف شود و گفت مقدارى طلا و... مانده است كه گفتم در راه خدا مصرف كند.

شب به خانه آمدم. تلويزيون مصاحبه آقاى [احمد] عباسى داماد آقاى شريعتمدارى را گذاشت. اعتراف كرد كه آقاى شريعتمدارى در متن توطئه كودتا بوده و با يكى از كشورهاى خليج فارس هم ارتباط داشته است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا