خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ فروردین ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 10:29کد خبر27626

امروز تا ساعت چهارونیم بعد از ظهر در منزل بودم. به دفتر آقاى رییس جمهور رفتم. در سمینار «لبیک با امام» که با حضور ائمه جمعه مراکز استان ها، استاندارها و فرماندهان سپاه براى پشتیبانى جنگ تشکیل شده، شرکت کردم. ابهاماتى داشتند. سخنرانى کردم و آن

امروز تا ساعت چهارونیم بعد از ظهر در منزل بودم. به دفتر آقاى رییس جمهور رفتم. در سمینار «لبیک با امام» که با حضور ائمه جمعه مراکز استان ها، استاندارها و فرماندهان سپاه براى پشتیبانى جنگ تشکیل شده، شرکت کردم. ابهاماتى داشتند. سخنرانى کردم و آن ابهامات را رفع نمودم. گفتم هدف تنظیم اعزام نیروهاى مردمى و امکانات مردمى و دولتى در خدمت جنگ است. آنها اختیارات بیشتر و سپاه امکانات بیشتر مى خواستند.

شب سران قوا مهمان آیت الله خامنه اى بودیم. احمدآقا نیامده بود. پیشنهاد وزیر خارجه عمان در خصوص پیغام آمریکا مبنى بر کمک ما به آزادى گروگان هاى آمریکایى در لبنان در مقابل گرفتن نیازهاى تسلیحاتى مطرح شد. با اینکه اصل مطلب را قبول داریم، چون از فاز دیگرى در جریان است، قرار شد از طریق دیگرى عمل نشود. رییس جمهور تأکید بر لزوم عدم یأس آمریکا داشتند و من پیشرفت کارى را که از طریق [محسن] کنگرلو انجام مى شود، توضیح دادم و مورد تأیید قرار گرفت. قرار شد آقاى وحیدى مسئول اطلاعات سپاه، با چهار آمریکایى که به این منظور به زودى به ایران مى آیند، صحبت کنند.

آقاى [محسن] رضایى اطلاع داد که چند نظامى عراقى در جبهه به ما پناهنده شده اند. آنها مى گویند که عراق آماده مى شود تا دوشنبه آینده در منطقه فاو حمله کند. گفت امشب در جبهه شمال نیروهاى ما به صورت محدود حمله کرده اند.

آقاى حایرى شیرازى در خصوص مسایل شیراز مشورت کرد. گفتم تسلیم نظرات آیت الله منتظرى باشد و سعى در تفاهم با رقیبان داشته باشد. امام جمعه زنجان اصرار به سفر من به زنجان داشت و براى استان زنجان، لشکر مستقل سپاه مى خواست. آخر شب مصاحبه رادیو تلویزیونى داشتم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا