خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ فروردین ۱۳۷۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 04:11کد خبر32059

ساعت چهار صبح با زنگ ساعت بیدار شدیم. با عفت به فرودگاه رفتیم و پس از انجام مصاحبه کوتاهى ، به سوى دهلىنو پرواز کردیم. فائزه و اعظم [همسر محسن] و وزیران نفت، امورخارجه، ارشاد، علوم و... همراه بودند. در راه نماز صبح را خواندم و کمى هم خوابیدم و مقدارى

ساعت چهار صبح با زنگ ساعت بیدار شدیم. با عفت به فرودگاه رفتیم و پس از انجام مصاحبه کوتاهى ، به سوى دهلىنو پرواز کردیم. فائزه و اعظم [همسر محسن] و وزیران نفت، امورخارجه، ارشاد، علوم و... همراه بودند. در راه نماز صبح را خواندم و کمى هم خوابیدم و مقدارى مذاکره و صرف صبحانه.

ساعت نُهونیم به وقت دهلى، در فرودگاه نظامى شهر فرود آمدیم. شخص آقاى [ناراسیما] رائو، نخستوزیر برخلاف رسمشان به فرودگاه آمده بود. به کاخ ریاست جمهورى رفتیم. هنگام ورود توپ نواختند و تعداد زیادی اسب سوار ما را استقبال و همراهى کردند و بلافاصله سان و معارفه با شخصیت ها و همراهان بود.

محل اقامت من و عفت و بچه ها در همین کاخ ریاستجمهورى است که هفتاد سال پیش توسط انگلیسى ها ساخته شده و همراهان در هتل مستقر هستند. کمى استراحت کردیم. سپس به محل قبر [مهاتما]گاندی، [رهبر فقید هند] رفتیم؛ براى نثار تاجگل و غرس درختى و نوشتن جمله اى در ورقه مخصوص. جمله «خدایار» را نشان دادند و گفتند آخرین صحبت گاندی بعد از ترور است.

به کاخ برگشتیم. جلسه مذاکره با آقاى شارما، رییس جمهور برگزار شد. صحبت ها بیشتر تاریخى و بر محور ادبیات فارسى و سوابق زبان فارسى در هند و کمى هم دربارة توسعه روابط و بیشتر ایشان صحبت کرد. پیرمرد باحال و باصفا و درعینحال مطلعی است.

براى ناهار به ساختمان حیدرآباد هاوس رفتیم؛ گویا در سفر قبلى همین جا بودیم. قبل از ناهار کمى صحبت کردیم و سپس ناهار خوردیم. بر سر میز ناهار، صحبت هاى زیاد متفرقه داشتیم. جمعى از کشمیرى هاى موافق دولت را هم آورده بودند. قرارمان این بود که ما با هر دو گروه مخالف و موافق ملاقات کنیم، یا با هیچکدام. اطلاعات زیادی از هند در سر میز ناهار به دست آمد.

بعد از مراجعت به مقر و کمى استراحت، براى افتتاح کنگره نهج البلاغه رفتیم. این کنگره را انجمن دوستى ایران به کمک سفارت ایران گرفته اند. صحبت هاى خوبى کردند و اکثراً استاد دانشگاه و چهره هاى علمى و ادبى بودند. من هم صحبت کردم و پیام رییسجمهور [هند] خوانده شد که مطالب خوبى دربارة حضرت على(ع) و نهج البلاغه داشت. هدایایى فرهنگى دادند.

به مقر برگشتیم. وزیر امورخارجه هند آمد. مذاکرات دربارة توسعه روابط بود. سپس به سفارت رفتیم؛ براى مراسم شروع کار انجمن دوستى ایران و هند که بیشترشان همان افراد کنگره نهج البلاغه بودند. دو نفر از آنها صحبت کردند و خوب بود. سپس من دربارة سابقه طولانی زبان فارسی در هند و حاکمیت بر ادبیات و سیاست زمان خود مطالبی گفتم و از منزوى شدن آن پس از سلطه انگلیسى ها اظهار تأسف کردم و پیشنهادهایی براى احیای آن و آثار ایرانى و فارسى دادم.

ساختمان سفارت هم جدید و جالب است. به مقر آمدیم. بعد از نماز، رییسجمهور آمد و پس از مقدارى صحبت، به تالار پذیرایى شان رفتیم، در سالن بزرگى که با تصویرهاى زیادی مزین بود و کلمات و اشعار فراوان به زبان فارسى داشت. مراسم معارفه و مسافحه مجدداً داشتیم. سر میز شام رفتیم. دو طرف من، رییس مجلس و رییس دیوان عالى کشور بودند و مقابلم رییسجمهور و نخستوزیر. صحبت هاى زیادی دربارة اوضاع هند داشتیم. مجموعاً مردم مهربان و افتاده و خونگرمى هستند. در سالن پیشنهاد دادیم که براى کف سالن، فرشى با تصویرهاى سقف سالن، در ایران بافته شود و آقاى رائو گفت، با شرکت ایران و هند بشود.

بعد از شام به مقر آمدیم. در مسیر آقای آقازاده، [وزیر نفت]، گزارش مذاکراتش را دربارة خط لوله گاز و فروش گفت و توقع آنها براى کمک به حزب شان را داد. عفت و همراهان هم برگشته بودند. هوا گرم است و مرطوب.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا