خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ فروردین ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 10:33کد خبر27641

عفت صبح زود به رفسنجان رفت و من به مجلس آمدم. تا تنفس در جلسه علنى ماندم. مراجعات خیلى زیاد است. در تنفس براى مسئولان هیأت هاى تقسیم زمین صحبت کردم. آقاى محسن رضایى اخبار جبهه ها را داد. چند پاتک را دفع کرده و تعدادى اسیر گرفته اند. آقاى روحانى خبر

عفت صبح زود به رفسنجان رفت و من به مجلس آمدم. تا تنفس در جلسه علنى ماندم. مراجعات خیلى زیاد است. در تنفس براى مسئولان هیأت هاى تقسیم زمین صحبت کردم. آقاى محسن رضایى اخبار جبهه ها را داد. چند پاتک را دفع کرده و تعدادى اسیر گرفته اند.

آقاى روحانى خبر داد، یک هواپیماى باربرى ایلوشین لهستانى که عازم هند بوده، در آذربایجان مورد تعرض جنگنده هاى عراقى قرار گرفته، ولى پدافند موشک هاک تبریز آنها را فرارى داده و هواپیما به شوروى رفته است. آقاى سعیدالذاکرین [معاون روابط عمومى مجلس]آمد. خواهان انتقال به وزارت نفت بود. آقاى دکتر [سیدجواد] انگجى [نماینده تبریز و رییس کمیسیون امور کشاورزى و عمران روستاها] آمد. از وزیر کشاورزى شاکى بود. معتقد است بد کار مى کنند. عصر آقاى [علیرضا] توکلى بینا آمد. از پیشرفت نکردن پیشنهاد مسئولیت جزیره کیش شاکى بود؛ آقاى رسولى[محلاتى] مانع است.

با تلویزیون بلژیک مصاحبه اى درباره مسایل سیاسى و وضع زنان در ایران کردم. آقایان جعفرى و هاتفى آمدند و از نفوذ باند سید مهدى هاشمى در بیت آیت الله منتظرى شاکى بودند. شب به خانه آمدم. آقاى سرهنگ جمالى آمد و گزارش داد. وضع جنگ رو به بهبود است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا