خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ فروردین ۱۳۷۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 04:10کد خبر32056

در منزل بودم. دیشب کمى باران آمده و هوا خوب است. بیشتر وقت به مطالعه گزارش ها گذشت. حمید لاهوتى آمد. براى مصاحبه من با یکى از تلویزیون هاى معتبر غرب که از طریق او تقاضا کرده اند، وقت خواست. عصر محسن آمد و شکایت آقاى ورزدار از حکم دادگاه را آورد. اول وقت،

در منزل بودم. دیشب کمى باران آمده و هوا خوب است. بیشتر وقت به مطالعه گزارش ها گذشت. حمید لاهوتى آمد. براى مصاحبه من با یکى از تلویزیون هاى معتبر غرب که از طریق او تقاضا کرده اند، وقت خواست.

عصر محسن آمد و شکایت آقاى ورزدار از حکم دادگاه را آورد. اول وقت، ساعت هفت و نیم صبح به بیمارستان مجاور خانه رفتم، براى شروع کار خوراندن واکسن فلج اطفال و در دهان چند کودک، قطره ریختم. شب آشیخ حسین[هاشمیان]، براى مسایل آب رفسنجان آمد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا