خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ فروردین ۱۳۷۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 13:02کد خبر31674

در منزل بودم. کارها را به منزل آورده بودم؛ انجام دادم. دیشب باران داشتیم. آقاى [محمدرضا] نوری [شاهرودی] ، سفیرمان در لیبى آمد و وضع این کشور را گفت؛ تحریم دارد سخت تر مىشود. خودشان را با تحریم تطبیق داده اند. دینار - پول ملىشان- سقوط کرده است.

در منزل بودم. کارها را به منزل آورده بودم؛ انجام دادم. دیشب باران داشتیم. آقاى [محمدرضا] نوری [شاهرودی] ، سفیرمان در لیبى آمد و وضع این کشور را گفت؛ تحریم دارد سخت تر مىشود. خودشان را با تحریم تطبیق داده اند. دینار - پول ملىشان- سقوط کرده است. اخیراً با مأیوس شدن از کوتاه آمدن آمریکا، مواضع شان سخت تر شده است. [عبدالسلام] جلود، از اقدام به ارسال مسافر از لیبى به بیت المقدس رنجیده و خانه نشین است. روابط اقتصادی ما توسعه یافته و رو به توسعه است. خواستار برگشت به ایران، پس از اتمام دوره سفارت است. وزارت امورخارجه خواسته که یک سال دیگر ادامه دهد.

شب آشیخ حسین هاشمیان آمد. براى راه و آب جلگه کشکوییه و نیز فرودگاه رفسنجان و نگرفتن عوارض از صادرات پسته استمداد کرد. از بعضى از موذیگرىها که در ارتباط با من، از سوى مراکز ضدانقلاب یا افراد فریبخورده بروز مى کند، اظهار ناراحتى کرد. گفتم چنین وضعی همیشه بوده و باز هم خواهد بود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا