خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ فروردین ۱۳۷۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/08/02 - 07:14کد خبر32787

[آقای عباس آخوندی]، وزیر مسکن و [شهرسازی] و [آقای غلامحسین کرباسچی]، شهردار تهران آمدند. طرح مرکز همایش هاى شهردارى تهران را [در برج میلاد] توضیح دادند و گفتند که سالن اجتماعاتش، مى تواند نیاز برنامه هاى کنفرانس سران کشورهاى اسلامى را تأمین کند. شهردار

[آقای عباس آخوندی]، وزیر مسکن و [شهرسازی] و [آقای غلامحسین کرباسچی]، شهردار تهران آمدند. طرح مرکز همایش هاى شهردارى تهران را [در برج میلاد] توضیح دادند و گفتند که سالن اجتماعاتش، مى تواند نیاز برنامه هاى کنفرانس سران کشورهاى اسلامى را تأمین کند. شهردار گفت، مى تواند آن قسمت را تا مهرماه تکمیل کند. مبلغ 12 میلیون دلار ارز خواست؛ قبول کردم، ولى وزیر مسکن منفعل شده و به فکر آوردن طرحی دیگر است.

ستاد تنظیم بازار جلسه داشت. گزارش وضع قیمت ها، علیرغم بالا بردن قیمت سوخت و مُزد کار، خبر از آرامش بازار مى دهد که عجیب است. بحث دربارة سهمیه ارزهاى صادراتى شد.

عصر آقاى [بیژن نامدار زنگنه]، وزیر نیرو آمد. براى گرفتن اعتبارات سد مارون در ماه هاى اول سال، به منظور آماده کردن آن استمداد کرد و خبر از وجود نقص در سد داد که مقدار زیادی آب، از یکى از تونل هاى انحرافى نشت مى کند که پس از پایین افتادن آب باید ترمیم شود؛ [مهندس] مشاور اشتباه کرده است.

شب میهمان رهبرى بودم. دربارة مسایل و احتمال حوادث بعد از دادگاه میکونوس صحبت کردیم. ایشان قبول ندارد که کار به تحریم ایران در شوراى امنیت با تهاجم آمریکا خواهد رسید، ولى من احتمال آن را کم نمى دانم؛ اما در مورد موضعى که باید بگیریم، وحدت نظر بود. دربارة انتخابات و نامه آیت الله منتظرى به من [در مورد مسأله فقهی قربانی در منا توسط حجاج شیعه و هماهنگی با مقامات عربستان سعودی در این خصوص] و خوب برخورد کردن روس ها در سفر آقاى [علی اکبر] ناطق [نوری، رییس مجلس شورای اسلامی] با توجه به غوغاى غربى ها صحبت کردیم. دربارة تشکیل بنیاد آفریقا، ایشان به صورت یک شرکت دولتى موافق است.

امروز هم مهم ترین مسأله جهانى، تبلیغات مربوط به حکم دادگاه میکونوس است. تلفنى از آقاى ولایتى، [وزیر امورخارجه] خواستم که مسأله مذاکرات تاجیکستان را که به مشکل برخورده و متوقف شده است، پیگیرى کند و نیز در مورد علت عدم پیگیرى مسأله نحوه انجام مراسم برائت در مکه - که بین من و امیرعبدالله توافق شده بود- توضیح خواستم؛ جواب درستى نداشت. به آقاى دکتر [محمدعلی] نجفى، [وزیر آموزش و پرورش] گفتم که ساختمان بیمارستان سینا را تحویل بدهد. براى خواب به دفترم رفتم. دیر وقت خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا