امروز در منزل بودم. دیشب و پریشب، در تهران باران فراوان و کم سابقه اى باریده است. تلفنى اطلاع دادند که عراق در سومار چند ارتفاع را از نیروى زمینى گرفته است. خیلى عصبانى شدم. به محسن رضایى تلفنى گفتم آنها را تقویت کنند. عصر آقایان [محمدعلى] رحمانى
امروز در منزل بودم. دیشب و پریشب، در تهران باران فراوان و کم سابقه اى باریده است. تلفنى اطلاع دادند که عراق در سومار چند ارتفاع را از نیروى زمینى گرفته است. خیلى عصبانى شدم. به محسن رضایى تلفنى گفتم آنها را تقویت کنند.
عصر آقایان [محمدعلى] رحمانى مسئول بسیج و [علیرضا] افشار رییس ستاد سپاه براى حل اختلافات شان آمدند. سپاه از آقاى رحمانى شکایت دارد که راه استقلال گرفته و تبعیت نمى کند و آقاى رحمانى شاکى است که سپاه، بسیج را پشتیبانى نمى کند و در مسئولیت هاى او دخالت مى کند. توافق موقت برقرار کردم تا با رسیدگى به اساسنامه سپاه، مطالب و حدود وظایف روشن شود.
احمدآقا تلفنى گفت به عیادت امام بروم، زیرا ایشان مایلند من را ببینند. بعد از نماز مغرب رفتم. حال شان خیلى بهتر است. از روى تخت پایین آمده و سرم و باترى را برداشته بودند. وضو مى گیرند. دکترها اظهار امیدوارى کردند که در روز نیمه شعبان، ایشان بتوانند به حسینیه [جماران] بیایند. گزارش جبهه ها را دادم.
در دفتر بیت با آقاى [سیدمحمد] موسوى خوئینى ها [دادستان کل کشور] درباره پرونده انفجار نخست وزیرى صحبت کردم. ایشان معتقد است بازپرس ها خوب عمل مى کنند و فوت تقى محمدى را به عنوان انتحار خود او و بدون تقصیر بازجوها مى داند.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام