زودتر از روزهاى دیگر به مجلس رفتم. خیابان ها خلوت تر بود. قبل از شروع کار مجلس، کارهاى ادارى را انجام دادم. در جلسه علنى، چند لایحه تصویب شد. جلسه را به آقاى [محمد] یزدى سپردم و در جلسه اى در دفتر رییس جمهور با حضور وزیر [امور] خارجه و نخست وزیر شرکت
زودتر از روزهاى دیگر به مجلس رفتم. خیابان ها خلوت تر بود. قبل از شروع کار مجلس، کارهاى ادارى را انجام دادم. در جلسه علنى، چند لایحه تصویب شد.
جلسه را به آقاى [محمد] یزدى سپردم و در جلسه اى در دفتر رییس جمهور با حضور وزیر [امور] خارجه و نخست وزیر شرکت کردم؛ درباره مذاکره با عربستان سعودى و پیشنهاد عدم حمایت از صدام و عدم اخلال در اوپک و عدم تلاش براى نجات اسراییل و عدم اخلال در منطقه، در مقابل دوستى و همکارى ما با آنها بحث شد و هم مسافرت آقاى ولایتى به سوریه و مذاکره با حافظ اسد و مذاکره مستقیم وزارت [امور] خارجه با شوروی ها براى پیشنهاد چند مسأله مهم سدهاى روى ارس و اترک و احیاى طرح ریخته گرى سیصدهزار تنى و فروش گاز و خرید اسلحه و چیزهایى از این قبیل به منظور امیدوار کردن شوروى به امکان داشتن رابطه بیشتر و جلوگیرى از توطئه روس ها به خاطر یأس از انقلاب ما بعد از سرکوبى حزب توده بحث شد و هم درباره جنگ و کودتاى حزب توده و حذف شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر شوروى» که همگى موافق بودند.
ظهر در دفترم با آقاى [على]کاظمى نماینده سلسله دلفان [از استان کردستان] ملاقات کردم. مطالبى درباره حوزه انتخابیه اش و کمک به آقاى حکمت - پدر زنش - در سوریه که تحت فشار حزب اللهى ها است، صحبت کرد.
عصر جلسه بررسى مواضع حزب [جمهورى اسلامى] داشتیم که اصلاحات در بحث هاى عدل و اخلاق و تاریخ و انسان انجام شد. سپس جلسه شوراى مرکزى داشتیم که بیشتر به تصویب اساسنامه و مسایل متفرقه گذشت. به خانه آمدم. خانم لى[ Lee] مهمان بود؛ دکتر طب سوزنى از کره جنوبى است که از دوران بسترى بودنم در بیمارستان شهدا با خانواده ما آشنا شده و آمد و رفت دارد؛ احتمال خبرچینى هم مى رود، ولى ضعیف است. به نظر آدم سالم و نجیبى مى آید. برادرش هم در ایران کار پیمانکارى دارد.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام