Month archive

Tir ۱۳۷۰

۳۱ diary entries in this month.

22 يوليو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ تیر ۱۳۷۰

[امروز عاشوراست]. تا ساعت هشت و نیم صبح خوابیدم. روز را به استراحت و انجام کارهایى که با خودم به لَتیان برده بودم، گذراندم. نزدیک غروب به خانه برگشتم.

21 يوليو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ تیر ۱۳۷۰

با هلی کوپتر به سد لتیان آمدیم. بچه ها هم تا ظهر کم کم رسیدند. مهدى و فاطى نیامدند. هواى خوبى دارد. عصر همراه بچه ها، خواستم اسکى روى آب یاد بگیرم. کمى دنبال قایق کشیده شدم؛ بدنم آمادگى براى چنین ورزشى ندارد؛ گرچه آسان است. آب لتیان پایین ت…

20 يوليو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ تیر ۱۳۷۰

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رفتم. کارهاى مانده روزهاى سفر را تا ساعت ده انجام دادم. در گزارش ها، توافق سوریه و عربستان سعودى بر سرآمادگى رفع بایکوت اسراییل، در صورت خوددارى اسراییل از ادامه شهرک سازى در اراضى اشغالى، جلب نظر مى کند. این عقب…

19 يوليو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ تیر ۱۳۷۰

در خانه بودم. خستگى هاى سفر را برطرف مى کردم. مقدارى از کارهاى دفتر را که به منزل آورده بودند انجام دادم. خاطرات دو روز سفر را نوشتم. ظهر بستگان مهمان مان بودند. شب عفت براى شرکت در مراسم عزادارى رفت و من زودتر خوابیدم.

18 يوليو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ تیر ۱۳۷۰

تا ساعت هفت و نیم صبح به اخبار گوش دادم و گزارش ها را خواندم. اجتماع سران هفت کشور صنعتى و شوروى در شهر لندن و مسایل عراق در صدر اخبار است. استاندار آمد و نیازهاى استان را گفت.آقاى [محمد]رییسى ، [نماینده شهرکرد آمد و اظهار تأیید کرد؛ چون در…

17 يوليو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ تیر ۱۳۷۰

چمدان سفر را بستم و ساعت هفت و نیم صبح براى سفر به استان چهارمحال و بختیارى به فرودگاه مهرآباد رفتم. وزیران جهادسازندگی، نیرو، راه، صنایع، رییس سازمان برنامه و بودجه، رییس دفتر مناطق محروم، معاون سازمان صداوسیما وچند نفر دیگر به تناسب نیازه…

16 يوليو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ تیر ۱۳۷۰

[آقای حسین کمالی]، وزیر کار و امور اجتماعی آمد و براى بُن کارگرى و سایر نیازها استمداد کرد. مدیران سازمان بهزیستى و سازمان تامین اجتماعى، به مناسبت هفته امداد آمدند و گزارش را دادند. آنها خواستار تشکیل شوراى عالى هماهنگى نهادهاى امدادى شدند…

15 يوليو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ تیر ۱۳۷۰

یک جانباز قطع نخاعى که نقاش ماهرى است، همراه همسرش آمدند؛تصویر امام را با دهان خود کشیده بود. همسرش دانشجویى است که هفت سال پیش، به خاطرخدا با او ازدواج کرده و خیلى از ازدواج اش راضى است؛ هر دو شاعرند و دو بچه دارند. در تربت جام زندگى مى کن…

14 يوليو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ تیر ۱۳۷۰

آقاى [سید منصور]رضوى، [دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامی کشور] براى امور ادارى آمد و برنامه هاى شوراى عالى ادارى و مسأله ادغام نهادهاى امدادى را مطرح کرد. آقاى[رضا] امراللهى، [رییس سازمان انرژی اتمی] براى امور انرژى هسته اى آمد و براى انع…

13 يوليو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ تیر ۱۳۷۰

جمعى از علما و وعاظ تهران آمدند. [به مناسبت ماه محرم]، ذکر مصیبت شد و دربارة سیاست هاى اقتصادى و فرهنگى مفصلاً براى آنها صحبت کردم که در منابر از روى اطلاع حرف بزنند. خانم [زهرا] شجاعى، رییس شوراى [فرهنگی، اجتماعی]زنان آمد وگزارشى از کار شو…

12 يوليو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ تیر ۱۳۷۰

امروز تا ساعت یازده و نیم در خانه بودم و براى خطبه هاى نمازجمعه مطالعه مى کردم. آقاى [علاءالدین]بروجردى، [معاون وزیر امور خارجه]، تلفنى گزارش سفر به پاکستان را داد و آمادگى آقای غلام اسحاق خان، [رییس جمهور پاکستان] براى سفر به ایران در مهر …

11 يوليو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ تیر ۱۳۷۰

دکتر حبیبى، [معاون اول رییس جمهور]، براى امور جارى و مشورت دربارة مذاکره با رسانه ها آمد. [آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت آمد. گزارش کار داد و خواست که براى بالا بردن قیمت نفت، در ارتباط با عربستان سعودى فعال بشویم. خواست که محسن همراهش به…

10 يوليو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ تیر ۱۳۷۰

صبح دکتر [عباس]شیبانى، [نماینده تهران] آمد. مطابق معمول، ظرف دو دقیقه تذکراتى دربارة گرانى و رشت داد. [آقای محمد سعیدی کیا]، وزیر راه و ترابری آمد. گزارش پیشرفت کار راه آهن بندرعباس و بندر امام را داد و براى پشتیبانى اجراى طرح ها و حمل و نق…

9 يوليو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ تیر ۱۳۷۰

یاسر سر میز صبحانه، شرح سفرش به جزایر کومور، موریس و ماداگاسکار را داد و گفت فرانسوى ها کارشکنى مى کردند و کومورى ها از دست فرانسوى ها عصبانی هستند و در عین حال احترام خوبى به هیأت کرده اند. ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. ساعت ده آقاى […

8 يوليو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ تیر ۱۳۷۰

ساعت ده صبح میهمانان چینى براى مذاکرات آمدند. براى اداى احترام و اهدای نثارگل، به مرقد امام رفته بودند. [نخست وزیر چین]گفت همسرش در آنجا ناراحتى پیدا کرده که با دوا بهتر شده است؛ گویا به خاطر لباس بلند و سیاه که به خاطر مراعات وضع ما پوشیده…

7 يوليو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ تیر ۱۳۷۰

آقاى [هادی]نژادحسینیان، [وزیر صنایع سنگین]آمد. گزارشى از وضع تولید صنایع سنگین داد و خواستار حمایت من از طرح لغو سهمیه تراز فیزیکى و آزاد کردن تولیدات در دولت شد. آقاى [شکرالله]ریاضى، مسئول کمیسیون خرید تسلیحات و مسئول حفاظت صنایع دفاع آمد.…

6 يوليو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ تیر ۱۳۷۰

تا ساعت ده صبح کارها را انجام دادم. آقاى [حسین] محلوجى، [وزیر معادن و فلزات]آمد. گزارش تولید خوب فولاد و مس و قریب الوقوع بودن راه اندازى کارخانه نَورد کاویان، فولاد مبارکه و سرب و روى زنجان را داد. براى تأسیس دانشگاه معدن توسط وزارت استمدا…

5 يوليو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ تیر ۱۳۷۰

در خانه بودم. گزارش های فراوانی برای خواندن و اتخاذ تصمیم به خانه آورده ام. مقدارى وقت به آب دادن چمن باغچه گذشت. ظهر بچه ها هم آمدند. محسن که از سفر بوشهر، هرمزگان و نوق برگشته بود، گزارش داد. عصر آقاى [محمدرضا] نورى[شاهرودی]، سفیرمان در ل…

4 يوليو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ تیر ۱۳۷۰

آقاى جعفر مرتضى، با برادرش که در آفریقا است و با یکى از علماى لبنان که در دیترویت آمریکا ساکن است، آمدند. براى کارهاى خود در ایران و آفریقا و آمریکا کمک خواستند؛ وعدة بررسی دادم. آقاى [اسماعیل]شوشترى، وزیر دادگسترى آمد. گزارش وضع قوه قضاییه…

3 يوليو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ تیر ۱۳۷۰

جمعى از قاریان قرآن زن و مرد و کودک از مشهد و سازمان هلال احمر آمدند. بچه ها برنامه اجرا کردند. برایشان صحبت کردم. آقاى [حمید]میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور]، براى امور ارز و کارهاى جارى آمد. شوراى عالى ادارى جلسه داشت. دربارة واگذارى بخ…

2 يوليو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ تیر ۱۳۷۰

صبح هیأت کومور آمدند. مذاکرات دور دوم انجام شد. تحت تأثیر محبت ما بودند و اظهار رضایت مى کردند. وعده کمک دادم و مطابق با سیاست هاى ایران، بیانیه مشترک تهیه شد. با هم به فرودگاه رفتیم. مصاحبه اى انجام دادیم. با بدرقه رسمى به سوى کومور پرواز …

1 يوليو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ تیر ۱۳۷۰

براى شرکت در مراسم عید غدیر، به دفتر رهبرى رفتیم. قبل از شروع جلسه، با حضور سران سه قوه با رهبرى مقدارى مذاکره داشتم. آقاى[مهدی]کروبى، [رییس مجلس شورای اسلامی]، ادعاى دموکرات هاى آمریکا را مبنى بر ملاقات ایشان در مادرید، [پایتخت اسپانیا]، ب…

30 يونيو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ تیر ۱۳۷۰

تا ساعت نُه صبح کارها انجام شد. رییس جمهور کومور و همراهان براى مذاکرات رسمى آمدند. مقدارى مذاکره خصوصى داشتیم؛ وضع اقتصادى نیاز خود را توضیح دادند و کمک خواستند و گفتند در گذشته کویت نفت ارزان مى داده و از درآمد آن زندگى را تأمین مى کرده ا…

29 يونيو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ تیر ۱۳۷۰

آقاى [عطاءالله]مهاجرانى، [معاون حقوقی و پارلمانی رییس جمهور] آمد. دربار ة دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت، جراید کشور، انتخابات و اختلافات جریانى مذاکره شد. آقایان [محسن]نوربخش، [محمدحسین]عادلى و [غلامرضا]آقازاده آمدند. دربارة تولید و فروش نفت بح…

28 يونيو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ تیر ۱۳۷۰

صبح زود، بچه ها براى استقبال مادرشان به فرودگاه[مهرآباد] رفتند. ساعت شش به خانه آمدند. امروز تا عصر، عفت و فاطى مرتباً از لیبى صحبت مى کردند؛ از پذیرایى لیبیایى ها راضی اند. خانم قذافى، همه جا آنها را همراهى مى کرده و به خیلى از جاها برده ا…

27 يونيو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ تیر ۱۳۷۰

بعد از نماز تا ساعت شش صبح کارها را انجام دادم. [آقای عبدالله نوری]، وزیر کشور آمد و براى بازسازى زابل و مشکلات شهردارى ها استمداد کرد. راجع به انتخابات آینده مذاکره شد؛ گفتم سعى کنند با شوراى نگهبان کنار بیایند و به مأموران تأکید نمایند که…

26 يونيو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ تیر ۱۳۷۰

از منزل یکسره به کاخ دادگسترى رفتم. سمینار مسئولان قضایى را که به مناسبت «هفته قوه قضاییه» برپا شده بود، با سخنرانی افتتاح کردم. به دفترم رفتم. آقایان [محسن] نوربخش، [وزیر امور اقتصادی و دارایی] و دکتر [محمدحسین] عادلى، [رییس بانک مرکزی] آم…

25 يونيو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ تیر ۱۳۷۰

پس از نماز تا ساعت ده صبح کارها را انجام دادم و گزارش ها را خواندم. خانواده هاى شهداى هفتم تیر آمدند؛ برایشان صحبت کردم. کارکنان دفتر آمدند. گزارش کار دادند و نیازها را مطرح کردند. دکتر [مصطفی] معین، [وزیر فرهنگ و آموزش عالی] و مدیران دانشگ…

24 يونيو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ تیر ۱۳۷۰

[آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت آمد. براى سفر به فرانسه مشورت کرد و برنامه هاى کنفرانس آنجا را گفت؛ دربارة گاز، قیمت ها و امور جارى نفت صحبت شد. [آقای آدبایو آدرجی]، معاون دبیرکل سازمان ملل و رییس کمیسیون اقتصادی آفریقا در سازمان ملل آمد.

23 يونيو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ تیر ۱۳۷۰

[امروز عید قربان، تعطیل بود]. در خانه بودم. بیشتر وقت به مطالعه کتاب«آخرین سفر شاه» گذشت. پیش از ظهر عقد ازدواج یکى از پاسداران را بستم و هدیه اى دادم. از رهبری، تلفنى احوالپرسى کردم و علت عدم برگزارى نماز عید قربان را پرسیدم. گفتند معمولاً…

22 يونيو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ تیر ۱۳۷۰

شب به خاطر کولر و وضع بد بالش، ناراحت خوابیدم. معده ام ترش کرده بود. اول وقت با [آقای اسماعیل مفیدی]، استاندار [مازندران]، دربارة اوضاع استان ، وضع ادارات، ارزاق و مصالح ساختمانى و... صحبت کردم. بعد از صبحانه به فرودگاه شهر رفتیم و با هواپی…