Month archive

Khordad ۱۳۷۰

۳۱ diary entries in this month.

21 يونيو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ خرداد ۱۳۷۰

بعد از صبحانه، با هلی کوپترها به سوى منطقة اِشکَوَرات [واقع در شهرستان رودسر]، پرواز کردیم. در مسیر آقاى [علی اکبر]طاهایى، نماینده تنکابن توضیح مى داد. برفراز جنگل هاى انبوه و مزارع و سپس از عباس آباد در ساحل دریا، نقاط مخروبه یا در معرض ته…

20 يونيو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ خرداد ۱۳۷۰

ساعت هفت و نیم صبح به فرودگاه مهرآباد رسیدیم. مهدى و یاسر هم با من بودند. با جمعى از وزیران، معاونان و نمایندگان به سوى نوشهر پرواز کردیم. ساعت هشت و نیم وارد فرودگاه نوشهر شدیم. بعد از استقبال رسمى و زیارت مقبره شهدا، به مجتمع آموزشى دریای…

19 يونيو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ خرداد ۱۳۷۰

آقاى [گودرز] افتخار جهرمى، [رییس دفتر حقوقی بین المللی ریاست جمهوری] آمد. گزارش کار دادگاه لاهه را داد و روشن شدن جعلى بودن اسناد گلزار در مورد شهرک غرب را توضیح داد. وزیر صنایع سوئد آمد. قبلاً [آقای هادی نژادحسینیان]، وزیر صنایع سنگین، مذا…

18 يونيو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ خرداد ۱۳۷۰

آقاى [علی محمد] بشارتى، [قایم مقام وزیر امورخارجه]، اطلاع داد که دیشب دکتر ولایتى در ساعت دو بامداد، با [ملک فهد] شاه عربستان ملاقات کرده است و پیام من را مبنى بر لزوم همکارى بیشتر با حجاج ایرانى، براى برگزارى مراسم برائت و انتخاب جاى مناسب…

17 يونيو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ خرداد ۱۳۷۰

ساعت نُه صبح براى افتتاح کنگره جهاد سازندگى به سالن وزنه بردارى ورزشگاه آزادى رفتیم؛ برایشان سخنرانى کردم و جوایزى دادم. [آقای سید مرتضی آوینی]،گویندة برنامه تلویزیونی «روایت فتح» مقاله خوبى خواند. [آقای غلامرضا فروزش]، وزیر جهاد سازندگی گز…

16 يونيو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ خرداد ۱۳۷۰

ساعت ده صبح، اعضای هیأت هاى مؤتلفه اسلامى، به مناسبت سالگرد شهادت ضاربان [حسنعلی]منصور، [نخست وزیر شاه] آمدند. آقاى [اسدالله]بادامچیان صحبت کرد و من تشویق شان کردم و از تلاش هایشان قدردانى نمودم. در مذاکره خصوصى با آقایان [سعید]امانى،

15 يونيو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ خرداد ۱۳۷۰

آقاى [عبدالحسین] وهاجى، [وزیر بازرگانی] آمد. گزارش سفر به آمریکاى لاتین و وضع بازرگانى را داد. اجازه خواست براى تغییر وضع «مراکز تهیه و توزیع کالا»، به جاى انحلال که گفته ام، به شوراى عالى ادارى بیاورد. آقاى سید [محمدحسین] فضل الله از لبنان…

14 يونيو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ خرداد ۱۳۷۰

در خانه بودم. بیشتر وقت به مطالعه گزارش ها و انجام کارها و خواندن کتاب «آخرین سفر شاه» گذشت. بچه ها هم بودند. دکتر ولایتى، [وزیر امور خارجه]، تلفنى اجازه خواست که به مکه برود؛ با اینکه هنوز تکلیف محل مراسم برائت در مکه مشخص نشده است.

13 يونيو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ خرداد ۱۳۷۰

دکتر[عباس] شیبانى، [نماینده تهران]، مطابق معمول بدون وقت قبلى آمد و براى امور درمان استمداد کرد. آقاى شیرازى، امام جمعه مشهد آمد. براى عمران روستایى در داراب و احداث کارخانه اى براى تعاونى حزب اللهى ها استمداد کرد. از حرکت هاى سیاسى و اقتصا…

12 يونيو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ خرداد ۱۳۷۰

ساعت نُه صبح، آقاى کورت والدهایم و همراهان آمدند. به او اطلاع دادم که آمریکا از طریق [سفیر سوییس]، حافظ منافع اش در ایران، اطلاع داده است که هیچ دولتى نماینده آمریکا نیست که دربارة گروگان ها صحبت کنند و لابد منظورش شما هستید؛ خیلى ناراحت شد…

11 يونيو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ خرداد ۱۳۷۰

ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. بعد از انجام کارها و احوال پرسى تلفنى از رهبرى، در مورد طرح احتمالى در مجلس [درخصوص بنادر آزاد] ، براساس اظهارات ایشان، صحبت کردم. [آقای حسن حسن اف]، نخست وزیر آذربایجان شوروى آمد. از تأثیر سفر من به شوروى و ضرو…

10 يونيو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ خرداد ۱۳۷۰

تا ساعت ده ونیم صبح کارهاى عقب مانده دیروز را انجام دادم. آقای کورت والدهایم به دفترم آمد. ابتدا مذاکرات خصوصى دربارة صلح خاورمیانه داشتیم. او معتقد است که [جرج] بوش، [رییس جمهور آمریکا] و [جیمز] بیکر، [وزیر امور خارجه آمریکا]، مایل به حل م…

9 يونيو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ خرداد ۱۳۷۰

ساعت هشت به دفترم رسیدم. ساعت ده صبح، [آقای آدام ساپی]، رییس مجلس تانزانیا آمد؛ درباره روابط دو جانبه و قارة آفریقا مذاکره شد. مردم ساده و سالمى هستند. مسلمان است و یک تاجر شیعه را هم همراه داشت. مجذوب مرقد امام شده بود. آقای [حامد] الغابد،…

8 يونيو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ خرداد ۱۳۷۰

صبح براى بازدید از پارک در حال احداثِ «طبیعت پردیسان» در غرب تهران رفتیم؛ حدود سیصد هکتار، در جنوب شهرک غرب واقع شده است؛ منطقه جالبى است و طرح مهم علمى دارد که قبل از انقلاب، متخصصان آمریکایى داده اند. با هزینه چهل میلیون تومان در حال احدا…

7 يونيو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ خرداد ۱۳۷۰

در خانه بودم. بیشتر وقت به مطالعه کتاب «آخرین سفر شاه» گذشت. ظهر محسن و بستگان آمدند. عصر هم فاطى و بچه هایش و یاسر که از رفسنجان برگشته اند، آمدند. [آقای سید حسین مرعشی]، استاندار کرمان آمد و راجع به انتخابات مشورت کرد و گزارش استان را داد…

6 يونيو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ خرداد ۱۳۷۰

جمعى از اعضاى انجمن هاى اسلامى اصناف مشهد آمدند. شعرى خواندند. برایشان صحبت کردم. دکتر [هادی]منافى، [رییس سازمان محیط زیست] و معاونان آمدند. گزارش وضع محیط زیست را دادند و استمداد کردند. [آقای غلامرضا فروزش]، وزیر جهاد سازندگی آمد. از وزیر …

5 يونيو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ خرداد ۱۳۷۰

در خانه بودم. وقت به مطالعه گزارش ها، پیاده روى در حیاط منزل و همچنین تدریس [دروس حوزوی]نحو و منطق به عفت گذشت. عفت براى شرکت در مراسم عزادارى [سالگرد ارتحال] امام به حسینیه جماران رفت. دیروز و امروز به طور مرتب، در کنار خانه، صداى دسته هاى…

4 يونيو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ خرداد ۱۳۷۰

ساعت ده صبح با هلی کوپتر به مرقد امام رفتیم. عفت هم آمد. یاسر دیروز به رفسنجان رفته است. فاطى و بچه ها هم به رفسنجان و فائزه به شمال رفته اند. محسن هم به سوى شمال رفته بود که به خاطر شلوغى جاده برگشته است. در مرقد امام، آیت الله خامنه اى صح…

3 يونيو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ خرداد ۱۳۷۰

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. نمایندگان انجمن هاى اسلامى ادارات آمدند. صحبت کوتاهى برایشان نمودم. آقاى محجوب، مخترع ماشین قالی بافى از سبزوار آمد. توضیحات کافى دربارة اختراعش داد و نمونه هاى بافته شده را ارایه داد. براى پیاده کردن این …

2 يونيو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ خرداد ۱۳۷۰

دکتر [عبدالله] جاسبى، [رییس دانشگاه آزاد اسلامی]، براى خداحافظى سفر حج و امور دانشگاه آزاد اسلامى آمد. [آقای جلیل بشارتی]، رییس دفتر مناطق محروم، براى کارها و گرفتن اعتبار جهت اجرای طرح هاى متعدد آمد. آقاى [احمد]جنتى، [رییس سازمان تبلیغات ا…

1 يونيو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ خرداد ۱۳۷۰

در مسیر دفتر، از محل جدید که براى دفتر رهبرى مى سازند، بازدید کردم. به دفترم رفتم. کارها را انجام دادم. به استادیوم آزادى رفتیم و در اجتماع آزادگان سراسر کشور شرکت کردیم. احساسات پرشورى ابراز کردند و براى تلاش من که منجر به آزادى آنها شد، ا…

31 مايو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ خرداد ۱۳۷۰

در خانه بودم. وقت به استراحت و مطالعه و پیاده روى در حیاط گذشت. همشیره ها فاطمه و طیبه و بستگان آمدند. عصر آقای حسین هاشمى نسب، از بهرمان نوق آمد و براى تأمین آب روستا استمداد کرد. راجع به خراب کردن دیوار خانه ما در نوق که والده آنجا ساکن ا…

30 مايو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ خرداد ۱۳۷۰

[آقای علی اکبر] ابوترابى، [نماینده ولی فقیه در امور آزادگان] و برادرش آمدند. برنامه سمینار آزادگان را گفتند؛ خواستند که در سمینارشان شرکت کنم و بگویم استادیوم آزادى را در اختیارشان بگذارند. آقاى اسحاق مدنى،[مشاور رییس جمهور در امور اهل سنت]…

29 مايو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ خرداد ۱۳۷۰

دکتر [حسن]حبیبى آمد و خبر داد که در جمع مجمع روحانیون مبارز اختلاف افتاده است. آقاى [مهدی]کروبى و جمعى به سوى اعتدال و آقاى [سیدمحمد موسوی]خوئینى ها و جمعى دیگر به سوى افراط در مواضع میل کرده اند؛ از نتیجه جلسه دیشب، اظهار رضایت کرد. آقاى […

28 مايو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ خرداد ۱۳۷۰

ساعت هفت و نیم به مجلس رسیدم. تا ساعت ده صبح کارها را انجام دادم. متصدیان برگزارى مراسم سالگرد امام(ره) آمدند و گزارش کار دادند. آقاى [محمدعلی] انصارى صحبت متواضعانه اى در تایید دولت کرد. من هم صحبتی کردم؛ دوستانه و تشویق آمیز. [آقای ناکایا…

27 مايو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ خرداد ۱۳۷۰

ساعت هشت و نیم به دفتر رسیدم. ساعت ده صبح، آقاى [عبدالله ]نصیرى، رییس خبرگزارى[جمهوری اسلامی= ایرنا] آمد. گزارشى از وضع آوارگان و استان هاى غربى کشور را داد و گفت براى جلب عواطف کُردها، کارهاى فرهنگى بهترى مى شد انجام داد. براى تامین وسایل …

26 مايو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ خرداد ۱۳۷۰

خانواده دکتر واعظى به منزل آمدند؛ عقد ازدواج پسرشان را بستم. [آقای اکبر ترکان]، وزیر دفاع آمد. همراه محسن و مهدى و محافظان، با هلی کوپتر از منظریه به خُجیر رفتیم و وضع منطقه را دیدیم. سپس در سالن، گزارشى از پیشرفت کار ساخت موشک نازعات ارائه…

25 مايو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ خرداد ۱۳۷۰

جمعى از اعضای شوراى عالى مجمع [جهانی] اهل بیت(ع)، آقایان [احمد]جنتى، [محسن مجتهد] شبسترى، [محمدعلی] تسخیرى و [محمدباقر] حکیم آمدند و توضیحى از برنامه ها دادند. در مورد حمایت از شیعیان عراق و جلوگیرى از تخریب مراکز شیعه در عراق به دست بعثى ه…

24 مايو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ خرداد ۱۳۷۰

امروز تا ساعت یازده ونیم در خانه مطالعه مى کردم. براى اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتم. خطبه اول را به مناسبت سوم خرداد و سالگرد فتح خرمشهر، به مسایل جنگ و مخارج مربوط به جنگ در وضع فعلى اختصاص دادم. همچنین از تفرقه افکنی ها انتقاد کردم. خب…

23 مايو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ خرداد ۱۳۷۰

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. کارهاى عقب مانده را انجام دادم. [آقایان وانشین چلبی و اکرم زکی]، وزراى مشاور درا مور خارجه ترکیه و پاکستان، همراه دکتر ولایتى و سفیرانمان و همچنین مسئولان [سازمان]اکو آمدند؛ بعد از مذاکرات، تفاهم نامه جدید…

22 مايو 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ خرداد ۱۳۷۰

دیشب آخر وقت خبر رسید که راجیوگاندى ،[نخست وزیر سابق هند]، در اثر انفجار بمبى کشته شده و [منگیستو هایله]ماریام، رییس جمهور اتیوپى هم فرار کرده است. ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقای [صبغت الله]مجدّدى، رییس دولت موقت[ائتلاف هفتگانه مجا…