20 مارس 1992
در منزل بودم. گزارش ها را مطالعه مى کردم. عفت و یاسر هم بودند. فاطى و بچه هایش در آذربایجان هستند. فائزه هم به کیش رفته است. بعد از نماز ظهر، براى تماشاى مراسم سال تحویل، پاى تلویزیون نشستم. محسن و اعظم و عماد و على هم آمدند. به هر یک از بچ…
19 مارس 1992
امروز در خانه بودم. براى ایام تعطیلى، کار زیادى به خانه آورده ام. بعد از نماز صبح تا ساعت هشت خوابیدم. دکتر [حسن]روحانى، [دبیر شورای عالی امنیت ملی]و دکتر [علی اکبر] ولایتى، [وزیر امور خارجه]، تلفنى از تبلیغات شدید علیه ایران خبر دادند و چا…
18 مارس 1992
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در راه باران مى بارید. تا ساعت نُه صبح کار کردم. از صداوسیما آمدند و پیام نوروزی ضبط شد. آقاى محمدعلى انصارى، [قائم مقام دفتر تنظیم و نشر آثار امام خمینی] آمد و براى تکمیل مرقد امام کمک خواست. گفت بودجه کا…
17 مارس 1992
سحر بیدار نشدیم و بدون سحرى روزه گرفتیم. عصر کمى ضعف داشتم. [آقایان زیدان البرعمی و پی ریدا اپیراد]، سفیران جدید عمان و تایلند، براى تقدیم استوارنامه آمدند. آقایان [عبدالرضا] هاشم زایى و [احمد]رمضانى آمدند. آقای رمضانى چند سالى است که با شو…
16 مارس 1992
تا صبح باران مى بارید. ساعت هشت صبح در دفترم بودم. سحر کمى دیر از خواب برخاستم. با عجله غذا خوردیم. سه نفر از ستاد امداد آیت الله گلپایگانى آمدند. گزارشى از درمانگاه ها و خانه هاى بهداشت دادند که در مناطق زلزله زده ساخته اند. حدود هفتاد میل…
15 مارس 1992
دیشب باران خوبى باریده و امروز هم تا شب ادامه داشته است. هنوز هم که ساعت ده شب است، مى بارد. [ آقایان کارلوس آلبرتو و هانس اندرسون]، سفیران برزیل و سوئد، براى تقدیم استوارنامه آمدند؛ صحبت ها تشریفاتى بود. آقاى [شیخ حسین]انصاریان - واعظ- آمد…
14 مارس 1992
صبح به سوى دفتر حرکت کردیم. در جماران برف مى بارید و کمى پایین تر باران و در شهر آفتاب بود. [آقای غلامرضا فروزش]، وزیر جهاد سازندگی و مدیران بخش مرغدارى آمدند. گزارش وضع را گفتند و خبر از بالا رفتن تولید دادند، اما نتوانستند توجیهى براى گرا…
13 مارس 1992
مطابق معمول همه سحرهاى دیگر، یک ساعت قبل از طلوع فجر با زنگ ساعت بیدار شدم. غذاهاى سحر را که عفت قبلاً آماده کرده بود، گرم کردم و چاى درست کردم. سپس یاسر را بیدار کردم. یاسر مطابق معمول، سفره را آماده کرد. سحرى خوردیم. دعایى خواندم و نماز و…
12 مارس 1992
امروز کشتى دوم در چابهار به اسکله بسته شده است. به نظر مى رسد براى دولت آمریکا مشکل سیاسى پیش آمده و در کنگره مورد سئوال واقع شد که چرا 22 ناو جنگى، نتوانسته اند یک کشتى بارى را کنترل کنند. آقایان [سیدعلی اکبر] اجاق نژاد و احمدى از ستاد پشت…
11 مارس 1992
آقایان [سید مهدی] امام جمارانى، [رییس سازمان اوقاف] و [محمدعلی] نظام زاده آمدند. گزارش وضع اوقاف، درآمدها و هزینه ها و کارها را دادند و براى مساجد کمک خواستند. [آقای امام جمارانی]، تقاضا داشت که تلاش کنیم شوراى نگهبان افرادى را حذف نکند. بر…
10 مارس 1992
دیشب برف زیادى باریده است. در راه به دفترم، انبوه برف در سراسر تهران، در پایان فصل را جالب یافتم. در مواردى راه بندان بود. آقایان [محسن] نوربخش، [وزیر امور اقتصادی و دارایی] و [مرتضی] محمدخان، [رییس کل گمرک] و [حمید] میرزاده، [معاون اجرایی …
9 مارس 1992
[آقای سید رضی حسینی]، نماینده لامرد آمد. تقاضاهایى براى عمران حوزه انتخابیه اش داشت و از درگیرى هاى رقبایش در لامرد شکایت داشت؛ این درگیری ها، منجر به زد وخورد هم شده است. آقاى [محمدرضا] شفیعى، نماینده فومن آمد و براى امور عمرانى و جبران خس…
8 مارس 1992
آقاى [یوسف بن]علوى، وزیر امور خارجه عمان با دکتر ولایتى آمدند. پیشنهاد اصلاح روابط با مصر و الجزایر و آمریکا و همکارى براى کمک به جمهورى هاى اسلامى جدا شده از شوروى را داشت. در مورد الجزایر و مصر اظهار آمادگى کردم و در مورد آمریکا گفتم قبل …
7 مارس 1992
ساعت هشت و نیم در دفترم بودم. ساعت نُه صبح مدیران شرکت هاى جدید آب و فاضلاب سراسر کشور آمدند. وزیر نیرو و معاونش توضیحاتى در مورد سیاست جدید تشکیل شرکت هاى غیر دولتى براى آب و فاضلاب شهرها دادند؛ تأیید کردم. آقاى [حمید] میرزاده براى امور کی…
6 مارس 1992
شب کم خوابیدم. با یاسر سحرى خوردیم. بعد از نماز صبح، تا ساعت نُه خوابیدم. تا ساعت ده ونیم براى خطبه ها مطالعه کردم. به دانشگاه تهران رفتم. ضمن خطبه ها برف و رعد و برق بود. خطبه ها را مختصر کردم. یکى دربارة ماه رمضان و دیگرى جمع بندى وضع سال…
5 مارس 1992
تا ساعت ده صبح کارها انجام شد. آقاى [عبدالله] نورى، [وزیر کشور] آمد. گزارش کار مقدمات انتخابات و مساله نهضت آزادى را داد. مجمع تشخیص مصلحت نظام جلسه داشت. مشکلات زمین شهرى رفع شد. در چند جلسه، مصوبات جامعى داشتیم و مشکلاتى که دادگاه ها با ل…
4 مارس 1992
به مناسبت سالروز تأسیس کمیته امداد امام خمینی(ره)، مدیران کمیته آمدند و گزارش کار دادند. صحبت هاى تشویق آمیزی نمودم. [آقای دیوید انروز]، وزیر امورخارجه ایرلند آمد. مذاکرات معمولى بود. سئوالاتى دربارة انتخابات ایران و برنامه پنج ساله داشت. م…
3 مارس 1992
ساعت هفت و نیم صبح در دفترم بودم. پس از انجام کارها، سران حزب الله لبنان آمدند. گزارش امور پس از شهادت سید عباس[موسوی] را دادند. آقاى سید[حسن] نصرالله، رهبر جدیدشان، وضعی شبیه به سیدعباس دارد و از همدردى مردم و مسئولان و احزاب لبنان و حمایت…
2 مارس 1992
ساعت هفت و ربع در دفترم بودم. تا ساعت هشت صبح کارهاى عقب مانده انجام شد. به جلسه مجلس خبرگان رفتم. تا ظهر کار کردیم؛ با یک تنفس کوتاه. قرار شد از این به بعد، حداقل مدت اجلاسیه هاى سالانه دو روز باشد؛ قبلاً پنج روز بود که معمولاً عمل نمى شد.…
1 مارس 1992
زودتر از روزهاى دیگر به دفترم رفتم. ساعت هفت و نیم رسیدم. تا ساعت نُه صبح، کارها را انجام دادم و سپس براى شرکت در اجلاسیه مجلس خبرگان، به حسینیه امام خمینى(ره) رفتم. تا ظهر کار کردم. ظهر ضیافتى به احترام نخست وزیر یونان دادم. مذاکرات ضمن نا…
29 فبراير 1992
ساعت هفت صبح، بعد از صرف صبحانه به فرودگاه رفتیم. بلافاصله پس از مراسم، پرواز کردیم. همراهان را ساعت شش و نیم صبح برده بودند و معطل شده بودند. در مسیر با آقایان [محسن]رضایى و [حمید] میرزاده و [علی] فلاحیان، راجع به مسایل سفر و کارهاى جزایر …
28 فبراير 1992
ساعت هشت و نیم صبح، آقایان [حمید] میرزاده و [محسن] مهرعلیزاده، مدیران کیش آمدند. گزارش کارها را دادند و من تشویق شان کردم. بر توسعه امکانات تفریحى و سرگرمى سالم و رفاهى تأکید نمودم. براى بازدید طرح هاى عمرانى جزیره و افتتاح نیروگاه جدید 37 …
27 فبراير 1992
تا ساعت هشت و نیم صبح، در اقامتگاه به استماع اخبار و استراحت و صبحانه و استحمام پرداختم. سپس با هواپیماى سی- 130 به جزیره سیرى پرواز کردیم. پس از مراسم استقبال، با هلی کوپترها به سکوی نصر رفتیم. این سکو در اواخر جنگ، توسط آمریکایى ها بمبارا…
26 فبراير 1992
آقاى [محسن]رضایى، [فرمانده کل سپاه پاسداران] آمد و گزارش تصمیمات در خصوص اجراى خواسته ها را داد. به پایگاه نیروى دریایى رفتیم. مراسم پرده بردارى و صبحگاه مشترک بود. بعد از گزارش اقدامات، من صحبت کردم و رژه برگزار شد. سپس به جزیره مینو رفتیم…
25 فبراير 1992
همراه عفت ساعت هفت صبح به فرودگاه [مهرآباد]رسیدیم و به سوی دزفول حرکت کردیم. جمعى از وزیران، معاونان و محافظان همراه بودند. در پایگاه هوایى دزفول استقبال رسمى بود. به خاطر باران زیاد و هواى ابرى، هلی کوپترها نیامدند. بلافاصله براى مراسم شرو…
24 فبراير 1992
ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. تا ساعت نُه صبح کارها انجام شد. آقاى نیّرى، [رییس کمیته امداد امام خمینی] آمد طرحى براى کمک نهایى به آزادگان آورد که ناقص بود؛ قرار شد تکمیل کنند. آقاى [عبدالله] نورى، [وزیر کشور] آمد. در مورد تقاضاى رسمیت نهض…
23 فبراير 1992
ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. کارهاى عقب مانده را انجام دادم. [آقای ارلینگ هاریلد نیلسون]، سفیر جدید دانمارک براى تقدیم استوارنامه آمد. [آقای کنستانتین ماسیک]، معاون نخست وزیر اوکراین آمد. دو نامه از رییس جمهورشان، مبنی بر درخواست تسریع در ت…
22 فبراير 1992
ساعت هشت و نیم صبح به دفتر رسیدم. جمعى از سران مؤتلفه و انجمن هاى اسلامى اصناف آمدند. مطابق معمول از وزارت بازرگانى و مالیات و کارهاى شهردار انتقاد داشتند؛ بدون راه حل مشخص. آقاى [علی اصغر] باغانى آمد. از کُندى کار شوراى انتخاب خبرگان، بدون…
21 فبراير 1992
در خانه بودم. پیش از ظهر، به مطالعه و انجام کارها و بعد از ظهر و شب، به تماشاى تلویزیون گذشت. شب با آقاى حافظ اسد، رییس جمهور سوریه، دربارة حوادث اخیر لبنان، شهادت سیدعباس موسوى، حمله موشکى حزب الله به شمال اسراییل و تجاوز اسراییل به جنوب ل…
20 فبراير 1992
ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. ملاقات نگذاشته بودیم. به آقاى زنگنه، [وزیر نیرو] گفتم که فکر لوله کشى به جاى ساخت کانال براى آبیارى در اراضى زیرِ سدها را جدى بگیرند. طرح نیشکر خوزستان، این راه را انتخاب کرده است. آقاى [مرتضی] الویرى، [رییس کمی…